آرشیو خرداد ماه 1404

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

سبک‌های دلبستگی

۲۳ بازديد

نظریه دلبستگی یکی از اصول مهم روان‌شناسی رشد است که بررسی می‌کند چگونه نوع پیوند عاطفی‌مان به مراقب اولیه در سال‌های ابتدایی زندگی (مثل مادر) روی روابط و رفتارهای ارتباطی‌مان در بزرگسالی اثرگذار است.
این نظریه توسط جان بالبی پایه‌گذاری شد و مری اینزورث با آزمایش معروف «موقعیت عجیب» آن را گسترش داد؛ آن‌چه مشخص شد، این است که کیفیت تعامل با مراقب—از قبیل پاسخ‌دهی مداوم و حمایت‌گرانه—تعیین‌کننده‌ی سبک دلبستگی ماست
.

افرادی که در کودکی دلبستگی ایمن تجربه کرده‌اند، در بزرگسالی نیز رابطه‌ای متعادل و مطمئن برقرار می‌کنند. آن‌ها اعتماد به نفس بالایی دارند، احساسات و نیازهای خود را بیان می‌کنند، در تعارض‌ها آسیب‌پذیر نیستند، و از تنهایی نمی‌ترسند . در مقابل، وقتی مراقب پاسخ‌دهی غیرقابل پیش‌بینی یا تناقض‌آمیز داشته باشد، سبک اضطرابی شکل می‌گیرد؛ بزرگسالانی با این سبک نیاز شدید به تأیید و ترس از رها شدن خواهند داشت، حتی ممکن است کنترل‌گر یا وابسته رفتار کنند .

در مواردی که مراقب ناپایدار یا طردکننده باشد، کودک برای محافظت از خودش فاصله می‌گیرد و دلبستگی اجتنابی شکل می‌گیرد؛ در بزرگسالی، این افراد تمایل دارند به‌طور افراطی مستقل بمانند، به نزدیکی عاطفی مشکوک هستند و روابطی سطحی و فاقد تعهد دارند .

اگر مراقب در عین حال منبع امنیت و ترس باشد—مثلاً در حوزه خشونت یا سوءاستفاده—سبک دلبستگی سردرگم یا ترس‌آور شکل می‌گیرد. کسانی که این سبک را دارند، در روابط متناقض عمل می‌کنند: به نزدیکی نیاز دارند اما هم‌زمان از آن می‌ترسند و ممکن است رفتارهای آشفته یا خودتخریب‌گر داشته باشند .

بالبی توضیح می‌دهد که این رفتارها نوعی پاسخ زیستی برای حفظ بقا بوده و از ماهیت تکاملی نشأت می‌گرفته‌اند: کودک در مواجهه با اضطراب یا خطر به‌دنبال مراقب می‌گردد تا امنیت پیدا کند . مدل ذهنی‌ای که در دوران کودکی شکل می‌گیرد، حکم چارچوبی برای پیش‌بینی رفتار دیگران و تعیین انتظارات از روابط را دارد و تا حد زیادی در بزرگسالی ادامه می‌یابد .

با این حال، دلبستگی ثابت نیست. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد افرادی که در بزرگسالی با روابط ایمن‌تر یا از طریق روان‌درمانی نظیر رویکردهای مبتنی بر پذیرش و توجه (مثل CBT، EFT و AAI) مواجه می‌شوند، می‌توانند سبک خود را درجهت ایمن‌تر شدن تغییر دهند .

امروزه کاربرد نظریه دلبستگی از روان‌درمانی فردی و زوجی تا آموزش مهارت‌های هوش هیجانی گسترده شده است. درک این سبک‌ها صرفاً یک ابزار تحلیلی نیست بلکه راهی برای ایجاد روابط پایدارتر و سالم‌تر است. تاکید اصلی بر این است: ریشه‌ها را درک کنیم، چرخه‌های نادرست را بشناسیم و از قدرت تغییر و انتخاب آگاهانه فاصله نگیریم.

افسردگی پیش از قاعدگی

۲۳ بازديد

افسردگی پیش از قاعدگی یا PMDD نوعی اختلال روانی است که معمولاً در هفته‌های پایانی چرخه قاعدگی ظاهر می‌شود و با شروع خون‌ریزی قاعدگی کاهش می‌یابد یا کاملاً از بین می‌رود. این وضعیت با علائمی شبیه به افسردگی همراه است، اما تفاوت اصلی آن در زمان‌بندی علائم و شدت آن‌هاست.

زنان مبتلا به این اختلال ممکن است احساس غم و اندوه عمیق، اضطراب، بی‌انگیزگی و خستگی شدید را تجربه کنند. گاهی اشتهایشان تغییر می‌کند، خواب‌شان دچار اختلال می‌شود، تمرکزشان کاهش می‌یابد و علاقه‌شان به فعالیت‌های روزمره از بین می‌رود. همچنین ممکن است دردهای جسمی مانند سردرد، درد سینه یا عضلات را تجربه کنند. این تغییرات خلقی می‌تواند روابط اجتماعی و خانوادگی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

برخلاف افسردگی معمول که می‌تواند مداوم و در هر زمانی از سال بروز کند، افسردگی پیش از قاعدگی با تغییرات هورمونی چرخه ماهانه در ارتباط است و به صورت دوره‌ای تکرار می‌شود.

علت دقیق این اختلال هنوز به طور کامل شناخته نشده، اما تحقیقات نشان می‌دهد که نوسانات هورمونی، حساسیت بیش از حد به این تغییرات، اختلال در عملکرد انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین، زمینه‌های ژنتیکی و عوامل محیطی و روانی مانند استرس یا سابقه‌ی افسردگی در بروز آن نقش دارند.

درمان این اختلال بسته به شدت علائم می‌تواند شامل مصرف داروهای ضدافسردگی یا قرص‌های تنظیم‌کننده‌ی هورمون، داروهای ضد اضطراب یا مسکن باشد. همچنین، اصلاح سبک زندگی از طریق ورزش منظم، تغذیه سالم، خواب کافی و تمرینات کاهش استرس مانند مدیتیشن و یوگا می‌تواند تأثیر مثبتی در کاهش علائم داشته باشد. در برخی موارد، استفاده از درمان‌های روان‌شناختی مانند درمان شناختی-رفتاری کمک می‌کند تا فرد بتواند الگوهای فکری و رفتاری ناسازگار را اصلاح کرده و با علائم بهتر کنار بیاید. مکمل‌هایی مانند کلسیم، ویتامین B6 یا امگا ۳ نیز در برخی زنان مفید واقع شده‌اند، هرچند اثربخشی آن‌ها از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

در نهایت، PMDD اختلالی قابل شناسایی و درمان است. اگر این علائم به‌طور منظم و ناتوان‌کننده در زندگی روزمره شما یا اطرافیان‌تان بروز می‌کند، مشورت با پزشک یا روان‌شناس گام مهمی برای بهبود کیفیت زندگی خواهد بود.