آرشیو آبان ماه 1403

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

خستگی روانی: وقتی مغز نیاز به استراحت دارد

۳۸ بازديد
مهدی صارمی نژاد

خستگی روانی یکی از اون چیزهاییه که شاید تو دنیای امروز بیشتر از همیشه حسش کنیم. همه ما تو زندگی روزمره با کلی اطلاعات، استرس، تصمیم‌گیری و فشارهای مختلف روبه‌رو هستیم که کم‌کم مغز رو خسته می‌کنه، درست مثل وقتی که بدن بعد از کار زیاد دیگه نمی‌کشه.
 
خستگی روانی یعنی چی؟
 
خستگی روانی حالتیه که توش ذهن دیگه نمی‌تونه درست کار کنه، تمرکز کنه یا حتی تصمیم‌های ساده رو بگیره. انگار مغز یه هشدار می‌ده که «بسه دیگه، یه کم استراحت بده!» این خستگی ممکنه باعث بشه کارهایی که قبلاً راحت انجام می‌دادید، الان سخت و طاقت‌فرسا به نظر برسه.
 
نشونه‌های خستگی روانی
 
تمرکز ندارید: انگار ذهنتون مدام پرش می‌کنه و نمی‌تونید روی یه موضوع خاص تمرکز کنید.
 
احساس بی‌حوصلگی یا بی‌انگیزگی: حتی کارهایی که قبلاً دوست داشتید هم براتون جذاب نیستن.
 
مشکلات خواب: یا نمی‌تونید خوب بخوابید یا مدام خسته از خواب بیدار می‌شید.
 
بدخلقی و حساسیت زیاد: ممکنه با کوچک‌ترین چیزها عصبانی یا ناراحت بشید.
 
کمبود انرژی: حتی وقتی کاری جسمی نکردید، باز هم احساس خستگی می‌کنید.
 
 
چرا خسته می‌شیم؟
 
1. استرس مداوم: وقتی دائم تو حالت «آماده‌باش» هستید، مغزتون خسته می‌شه.
 
 
2. کارهای ذهنی زیاد: پردازش اطلاعات زیاد، تصمیم‌گیری‌های پشت سر هم یا چندوظیفه‌ای بودن.
 
 
3. نبود استراحت واقعی: اگه زمانی برای خودتون نداشته باشید و فقط کار کنید، خستگی اجتناب‌ناپذیره.
 
 
4. شبکه‌های اجتماعی و اطلاعات بی‌وقفه: ذهن ما طراحی نشده که این‌همه اطلاعات رو دائم دریافت کنه.
 
 
 
چطوری باهاش کنار بیایم؟
 
1. استراحت‌های کوتاه داشته باشید: تو روزای شلوغ، هر چند ساعت یه تایم کوتاه برای استراحت بذارید.
 
 
2. مدیتیشن یا ذهن‌آگاهی: تمرین‌هایی مثل تنفس عمیق یا حضور در لحظه کمک می‌کنه ذهن آروم‌تر بشه.
 
 
3. خواب کافی و باکیفیت: هیچ چیز مثل یه خواب خوب نمی‌تونه خستگی روانی رو کم کنه.
 
 
4. فعالیت بدنی: حتی یه پیاده‌روی کوتاه می‌تونه حال ذهنتون رو بهتر کنه.
 
 
5. کاهش استرس‌ها: بعضی از کارها یا مسئولیت‌ها رو کم کنید یا اولویت‌بندی کنید.
 
 
6. زمان بدون تکنولوژی: یه مدت گوشی و شبکه‌های اجتماعی رو کنار بذارید و به ذهنتون استراحت بدید.
 
 
خستگی روانی یه نشونه‌ست که می‌گه «بیش از حد فشار آورده‌اید». به جای اینکه بی‌توجه ردش کنید، به خودتون زمان بدید. یادتون باشه، مغز هم مثل بدن نیاز به مراقبت داره. یه کم بهش استراحت بدید تا دوباره با قدرت برگرده!

سندرم اردک شناور: ظاهر آرام، درون پر تلاطم

۳۳ بازديد
 
سندروم اردک شناور- مهدی صارمی نژاد

سندرم اردک شناور یا "Duck Syndrome" اصطلاحی است که معمولاً برای توصیف افرادی به کار می‌رود که از بیرون بسیار آرام و بی‌دغدغه به نظر می‌رسند، اما در واقع در پشت صحنه به شدت در حال تلاش و تقلا هستند. این اصطلاح از تصویر یک اردک روی آب الهام گرفته شده: اردک در ظاهر به‌آرامی روی سطح آب شناور است، اما زیر آب پاهایش دیوانه‌وار در حال حرکت است تا تعادلش را حفظ کند و جلو برود.
 
این سندروم بیشتر کجا دیده می‌شود؟
 
معمولاً دانشجویان، کارمندان، یا کسانی که تحت فشار اجتماعی هستند به این حالت دچار می‌شوند. در دانشگاه‌های رقابتی مثل استنفورد، این واژه برای توصیف دانشجویانی استفاده شد که از بیرون موفق و بی‌استرس به نظر می‌رسیدند، اما در واقع برای رسیدن به این ظاهر آرام، فشار و استرس زیادی را تحمل می‌کردند.
 
چرا سندروم اردک خطرناک است؟
 
مشکل اصلی این سندروم این است که افراد معمولاً برای پنهان کردن استرس‌ها و ناکامی‌های خود تلاش زیادی می‌کنند، چون نمی‌خواهند ضعیف به نظر برسند. همین مسئله می‌تواند باعث افزایش اضطراب، فرسودگی روانی و حتی افسردگی شود. وقتی افراد فکر می‌کنند که دیگران هیچ مشکلی ندارند، احساس تنهایی و ناکافی بودن بیشتری به آنها دست می‌دهد.
 
چطور می‌شود با سندروم اردک کنار آمد؟
 
1. پذیرش واقعیات: همه ما گاهی درگیر مشکلات می‌شویم و پنهان کردن این مسائل از دیگران به معنی حل آنها نیست.
 
 
2. صحبت کردن با دیگران: به اشتراک گذاشتن دغدغه‌ها و مشکلات با دوستان یا مشاور می‌تواند کمک‌کننده باشد.
 
 
3. مدیریت انتظارات: همه چیز همیشه کامل نیست و نیازی هم نیست که باشد. یاد گرفتن این موضوع که اشتباه کردن بخشی از زندگی است، خیلی آرامش‌بخش است.
 
 
4. مقایسه نکردن خود با دیگران: ظاهر زندگی دیگران همیشه کامل به نظر می‌رسد، اما واقعیت ممکن است بسیار متفاوت باشد.
 
 
 
سندرم اردک به ما یادآوری می‌کند که بسیاری از آدم‌هایی که ظاهراً آرام و موفق هستند، در پس پرده سختی‌ها و استرس‌هایی را تجربه می‌کنند که دیده نمی‌شود. مراقب سلامت روان خود باشید، خودتان را با کسی مقایسه نکنید، و اگر لازم است، از دیگران کمک بگیرید.
 
 
 
 

هوش اجتماعی

۳۹ بازديد
هوش اجتماعی یا Social intelligence توانایی شناخت خود و شناخت دیگرانه و از تجربه با افراد و یادگیری از موفقیت و شکست در محیط‌های اجتماعی ایجاد میشه.

داشتن هوش اجتماعی بالا میتونه جایگاه ما رو بین اطرافیانمون ارتقا بده و نگاه بقیه رو نسبت به خودمون به کل تغییر میده به همین خاطر هر آدمی باید حداقل های هوش اجتماعی رو بلد باشه.

در ادامه 5 استراتژی که باعث افزایش مهارت و هوش اجتماعی میشه که خلاصه ای از کارگاه ارتباطات و هوش مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی  :

1.به صورت پیش فرض، فکر کنید هر آدمی وارد زندگی تون شده تا چیزی به شما یاد بده.

2.زمان مکالمه بین جملاتتون مکث کنید و ارتباط چشمی برقرار کنید. این کار نشونه اعتماد به نفس شماست.

3.توجه کنید+ خوب گوش کنید+ حرفاشون رو به خاطر بسپارید
این قانون حس مهم بودن به مخاطبتون میده.

4.اطرافیانتون رو در جمع تشویق کنید و نکات مثبتشون رو بگید
و در خلوت انتقادات سازنده ازش کنید.

5.اسم آدما رو به خاطر داشته باشید و توی مکالماتتون ازشون استفاده کنید.
این کار بهشون حس مهم بودن و ارزشمند بودن میده.

انجام کارهای ساده بالا باعث میشه هوش اجتماعی به مرور بهتر بشه و در روابط فردی و میان فردی بسیار تاثیر گذاره.

بی حسی عاطفی چیست؟

۳۴ بازديد
مهدی صارمی نژاد- بی حسی عاطفی

زمان هایی است که حس میکنید دیگر هیچ حسی ندارید.
نه چیزی شما را خوشحالت میکند، نه چیزی شما را غمگین میکند. انگار احساساتتان بی صدا محو شده و هیچ احساسی دیگر به چیزی یا کسی ندارید.
به این حالت "بی حسی عاطفی" میگویند.

دکتر مایرا مندز، روانشناس و متخصص سلامت روان میگوید:
این حالت زمانی رخ میدهد که مغز شمابه دلیل فشار زیاد یا تروما، احساساتتان را خاموش میکند تا از شما محافظت کند.

چرا این اتفاق میفتد؟
مغز زمانی که با استرس یا ترومای شدید روبرو میشود، برای اینکه شما را از حجم زیاد احساسات منفی محافظت کند، میتواند احساسات را خاموش کند.
این حالت بیشتر در افرادی دیده میشود که دچار PTSD یا افسردگی شدید هستند!

نشانه های بی حسی عاطفی چیست؟
-احساس جدا شدن از خودتان
-بی تفاوتی به اتفاقات اطراف
-ناتوانی در ابراز یا تجربه احساسات
-احساس اینکه یک دیوار نامرئی بین شما و بقیه دنیا کشیده شده
این نشانه ها میتوانند با اختلالات اضطرابی یا افسردگی همراه باشند.

چگونه میشود با بی حسی عاطفی مقابله کرد؟
درمان هایی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) و ذهن آگاهی (Mindfulness) میتوانند به شما کمک کنند تا دوباره با احساساتتان ارتباط برقرار کنید.

همچنین تحقیقات نشان میدهند که تمرین هایی مانند تنفس عمیق و تمرکز بر لحظه حال میتوانند به تدریج احساسات را برگردانند.

در انتها، بی حسی عاطفی نشانه ای از فشار زیاد به ذهن شماست. اگر احساس میکنید دچار بی حسی عاطفی شدید، قدم اول شناخت آن است و قدم بعدی این است که از یک متخصص مشورت بگیرید و روی درمان آن کار کنید.