
تروما باعث میشه رفتار های تکانشی داشته باشیم، یعنی بدون فکر و از روی احساسات لحظه ای عمل میکنیم و بعد، از کرده خودمون پشیمون میشیم
چرا این اتفاق می افته و چه کار کنیم؟
تروما در حوزه روان به شرایط یا حوادثی گفته میشه که اثرات بلند مدت بر روان ما به جا بذارن و تنظیمات سیستم عصبی ما رو به هم بریزن.
ویژگی بارزِ زندگی کردن در یک بدن تروما زده اینه که به طور پیوسته از احساسات و عواطف خودمون فرار میکنیم.
از اونجایی که ممکنه این عواطف بسیار دردناک یا کلافه کننده باشن ما ترجیح میدیم به طور آگاهانه با اونها روبرو نشیم اما این عواطف با همون شدت در بدن ما حضور دارن. مغز ما برای کم کردن فشار ناشی از این عواطف به طور غریزی ما رو به سمت کارهایی که از این فشار رها بشیم میکشونه حتی به صورت موقتی. به همین خاطر تمایل شدیدی برای خرید کردن، الکل، غذا خوردن، وارد شدن در رابطه جدید و ... در خودمون احساس میکنیم.
وقتی ما یاد نگرفته باشیم که به هنگام داشتن عواطف شدید و افکار مزاحم ناشی از اونها چطور آگاهانه خودمون رو آروم کنیم، کنترل اوضاع به دست عواطف ما می افته و نتیجه اون، رفتار های تکانشی بی فکر و نسنجیده میشه.
این رفتار های تکانشی راهکار (سریع و موقتی)مغز ماست تا بدنمون رو از این فشار درونی نجات بده اما مشکلی که وجود داره اینه که این رفتارهای تکانشی در بلند مدت حس و حال مارو بدتر میکنن.
توانایی ما برای تنظیم عواطفمون، فکر کردن به نتیجه رفتارمون و در نظر گرفتن جوانب مختلف بسیار به این بستگی داره که تنظیمات سیستم عصبی ما چطور باشه .ما در حالت پاراسمپاتیک و فعال شدن شاخه شکمی عصب واگ میتونیم این کارها رو انجام بدیم.
در این حالتِ سیستم عصبی هست که ما میتونیم به جای رفتار های تکانشی به قسمت منطقی مغز خودمون دسترسی داشته باشیم.
برای اینکه فعال شدن این حالت از سیستم عصبی ما راحت تر بشه و در نتیجه کمتر گرفتار رفتار های تکانشی بشیم، بدن ما باید خواب و تغذیه مناسب داشته باشه. باید یاد بگیریم چطور از تنفس عمیق برای ایجاد وقفه استفاده کنیم. با این کار راه برای حس کردن و درک کردن عواطف شکل گرفته در درونمون باز میشه.
این کار نیاز به تلاش، تمرین و مقدار زیادی خود شفقتی داره.