مهارت

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

چرا باید احساسات‌مان را مدیریت کنیم؟

۱۰ بازديد

 

احساسات همیشه همراه ما هستند — از شادی و هیجان گرفته تا خشم و اضطراب.
تفاوت آدم‌ها در این است که چطور با احساساتشان برخورد می‌کنند. بعضی‌ها یاد گرفته‌اند احساساتشان را بشناسند و کنترل کنند، اما بعضی دیگر یا آن‌ها را سرکوب می‌کنند یا اجازه می‌دهند بر تصمیم‌ها و رفتارشان مسلط شوند.
در این مقاله که خلاصه ای از کارگاه های روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد است به بررسی این موضوع پرداختیم:

مدیریت احساسات یعنی چه؟

مدیریت احساسات به معنی نادیده گرفتن یا سرکوب آن‌ها نیست؛
بلکه یعنی شناخت احساسات، درک دلیلشان و انتخاب واکنش آگاهانه به جای واکنش احساسی.
این مهارت بخش مهمی از هوش هیجانی (Emotional Intelligence) است — یعنی توانایی شناخت، درک و کنترل احساسات خود و دیگران.

هوش هیجانی در یک نگاه

هوش هیجانی به ما کمک می‌کند در روابط، تصمیم‌گیری‌ها و کنترل استرس موفق‌تر عمل کنیم.
طبق مدل دنیل گلمن، هوش هیجانی ۵ بخش اصلی دارد:

  1. خودآگاهی هیجانی: شناخت دقیق احساسات و علت آن‌ها

  2. خویشتن‌داری: کنترل واکنش‌های هیجانی در موقعیت‌های دشوار

  3. انگیزه درونی: تلاش برای پیشرفت بدون وابستگی به تأیید دیگران

  4. همدلی: درک احساسات و دیدگاه دیگران

  5. مهارت‌های اجتماعی: ارتباط مؤثر، گوش دادن فعال و حل تعارض

چرا هوش هیجانی مهم است؟

???? در زندگی روزمره

وقتی کسی ناراحتت می‌کند، داشتن EQ بالا کمک می‌کند خشم را کنترل کنی و به‌جای واکنش تند، گفت‌وگو کنی و مسئله را حل نمایی.

???? در محیط کار

مدیر یا کارمندی که احساساتش را بلد است مدیریت کند، آرام‌تر تصمیم می‌گیرد، درگیری‌ها را بهتر حل می‌کند و محیط کاری مثبت‌تری می‌سازد.

???? برای سلامت روان

افراد با هوش هیجانی بالا کمتر دچار اضطراب و فرسودگی می‌شوند، چون احساساتشان را می‌پذیرند و به موقع از دیگران کمک می‌گیرند.

چطور احساسات خود را بهتر مدیریت کنیم؟

  1. احساساتت را نام ببر.
    به‌جای «حالم بده» بگو «دلخورم»، «نگرانم» یا «ناامیدم».

  2. دلیلش را پیدا کن.
    ببین چه چیزی باعث این حس شده — یک اتفاق، فکر یا تجربه‌ی قبلی؟

  3. افکار خودکار را بررسی کن.
    ذهن ما گاهی سریع قضاوت می‌کند. یاد بگیر بین واقعیت و تفسیر تفاوت بگذاری.

  4. قبل از واکنش، مکث کن.
    چند ثانیه نفس بکش، بعد تصمیم بگیر چه پاسخی منطقی‌تر است.

  5. همدلی را تمرین کن.
    وقتی کسی ناراحت است، فقط گوش بده. همیشه لازم نیست نصیحت کنی.

  6. از تکنیک‌های آرام‌سازی استفاده کن.
    نفس عمیق، نوشتن احساسات یا ترک موقعیت پرتنش می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

  7. ذهنت را آگاه نگه دار (Mindfulness).
    چند دقیقه در روز فقط احساساتت را مشاهده کن، بدون قضاوت.

چند اشتباه رایج در برخورد با احساسات

  • نادیده گرفتن احساسات و گفتن «بی‌خیاله!»

  • سرکوب خشم یا ناراحتی تا زمانی که منفجر شویم

  • واکنش افراطی به مسائل کوچک

  • بی‌توجهی به احساسات دیگران

EQ یا IQ؟ کدام مهم‌تر است؟

هر دو مهم‌اند، اما در روابط انسانی، کار تیمی و موفقیت شغلی، هوش هیجانی معمولاً تأثیرگذارتر از هوش منطقی (IQ) است.

جمع‌بندی

مدیریت احساسات یعنی یاد بگیریم آگاهانه با حس‌هایمان برخورد کنیم، نه از روی هیجان.
کسی که احساساتش را می‌شناسد و درست هدایت می‌کند، در روابط، کار و زندگی شخصی آرام‌تر و مؤثرتر است.

یادت باشد: قرار نیست همیشه حالمان خوب باشد،
اما می‌توانیم یاد بگیریم با هر احساسی درست رفتار کنیم. ????

مهارت تصمیم‌گیری

۲۱ بازديد

مهدی صارمی نژاد روانشناس
تصمیم‌گیری فقط یک انتخاب ساده نیست؛ بلکه مهارتیه که مسیر زندگی ما رو می‌سازه.
ما هر روز با انتخاب‌های ریز و درشت روبه‌رو هستیم؛ از اینکه چی بپوشیم تا اینکه چه شغلی رو قبول کنیم یا وارد چه رابطه‌ای بشیم. خوشبختانه تصمیم‌گیری مهارتی قابل یادگیریه و با تمرین می‌تونیم توش بهتر بشیم.

توی این متن میخوایم درباره مهارت تصمیم‌گیری صحبت کنیم که خلاصه کوتاهی از کارگاه مهارت های زندگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی است.

برای شروع، لازمه بدونیم که آماده بودن قبل از تصمیم‌گیری خیلی مهمه. یعنی وقتی می‌دونی قراره تصمیمی بگیری، اطلاعات جمع کن، گزینه‌هات رو بررسی کن و اجازه نده فشار لحظه‌ای، ذهنت رو بهم بریزه. اما در عین حال، وسواس و دودلی هم ممکنه فرصت‌هات رو ازت بگیره. حتی اگه تصمیم اشتباهی بگیری، باز هم تجربه‌ای به دست آوردی که می‌تونه در آینده کمکت کنه. گاهی یه گفت‌وگو ساده با کسی که تجربه بیشتری داره می‌تونه زاویه دیدت رو عوض کنه، فقط باید بدونی از کی نظر بخوای.

برای توضیحات دقیق تر و کامل تر درباره‌ی این مهارت اینجا کلیک کنید.

یکی از چیزهایی که کمک می‌کنه راحت‌تر تصمیم بگیری، اینه که وقت و انرژی‌ت رو خرج چیزهای کم‌اهمیت نکنی. مثلاً اگه قراره درباره مسیر شغلی‌ت تصمیم بگیری، بهتره ذهنت رو با انتخاب رنگ لباس درگیر نکنی. برای اینکه توی تصمیم‌گیری‌ها گیر نکنی، یه بازه زمانی مشخص هم تعیین کن؛ مثلاً بگو "تا فردا ظهر باید تصمیم بگیرم." این باعث می‌شه تمرکز بیشتری داشته باشی.

یکی از راه‌های ساده برای تصمیم‌گیری اینه که مزایا و معایب گزینه‌هات رو روی یه کاغذ بنویسی. همین کار ساده باعث می‌شه همه‌چیز واضح‌تر بشه. اگه ذهنت خسته‌ست یا استرس داری، قبل از تصمیم‌گیری یه کم استراحت کن یا قدم بزن. ذهن خسته معمولاً تصمیم‌های اشتباهی می‌گیره. از تجربه‌هات هم یاد بگیر؛ اشتباهات قبلی می‌تونن راهنمای تصمیم‌های بعدی باشن.

البته باید بدونیم که ذهن ما همیشه هم بی‌طرف تصمیم نمی‌گیره. گاهی چون یه اتفاق یا تجربه خاص تو ذهن‌مون پررنگ‌تره، فکر می‌کنیم خیلی رایجه یا مهمه. یا ممکنه فقط به خاطر ظاهر یا لحن کسی، سریع در موردش قضاوت کنیم. آگاهی از این خطاهای ذهنی کمک می‌کنه تصمیم‌های منطقی‌تری بگیریم.

در نهایت، مهارت‌هایی مثل تفکر انتقادی، مدیریت زمان، هوش هیجانی و خلاقیت، پایه‌های تصمیم‌گیری قوی‌تر هستن. وقتی احساساتت رو بشناسی، سوال‌های درست بپرسی، از زمانت درست استفاده کنی و بتونی خارج از چارچوب فکر کنی، کیفیت تصمیم‌هات به‌طرز چشم‌گیری بهتر می‌شه.

یادت باشه: تصمیم‌گیری یعنی انتخاب آگاهانه مسیر زندگی. هر بار که آگاهانه‌تر تصمیم بگیری، یه قدم به خودِ ایده‌آلت نزدیک‌تر می‌شی.

با این 5 روش ضمیر ناخودآگاهتان را تحت کنترل درآورید

۷۳ بازديد

ضمیرناخودآگاه-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز

ضمیر خودآگاه (پست فرماندهی وجود)، در واقع همان بخش از انسان است که به من آدمی‌اطلاق می‌شود. ما هر کاری را با آگاهی و تصمیم خود انجام می‌دهیم.
 ضمیر ناخودآگاه، مسوولیت اجرایی بدن را عهده‌دار است. ضمیر ناخودآگاه گوش به فرمان ضمیر خودآگاه است، درست مانند کامپیوتر. ضمیر ناخودآگاه بخشی است که تمام سیستم بدن انسان را اداره و کنترل می‌کند. کنترل تمام اعضا مانند ریه و قلب و معده و تمام سلول‌های بدن را به‌طور ارادی به عهده دارد، باورهای انسان را می‌سازد، شخصیت و اعتماد به نفس و هویت آدمی‌را شکل می‌دهد و روحیه فرد را می‌سازد. برای مثال با دیدن گل زیبای رز قرمز رنگ که علامت عشق و محبت و دوستی است، این تصویر هم در ضمیر خودآگاه شما تأثیر می‌گذارد و هم در ضمیر ناخودآگاه می‌رود و پس از پردازش، روحیه‌ای زیبا در ما می‌سازد. یک باور زیبا هم در ما ایجاد می‌کند. باور اینکه زندگی زیباست. روحیه شاد و مثبت، امید و حرکت و اندیشه مثبت را به دنبال دارد.
ضمیر ناخودآگاه این توان را دارد که وقتی فرمانی را از ضمیر خودآگاه دریافت می‌کند، به منبعی در جهان وصل می‌شود به نام شعور نامحدود جهان که تمام اطلاعات جهان هستی داخل این شبکه اطلاعاتی یا این شعور نامحدود است.
درون انسان یک کامپیوتر است که نظام باورها و شخصیت او را می‌سازد و تمام اعضا و جوارح غیرارادی را کنترل می‌کند و سلامت و بیماری انسان نیز به عملکرد او بستگی دارد.
تمام اطلاعات برای همیشه در ضمیر ناخودآگاه به صورت فایل‌ها و پرونده‌هایی جداگانه بایگانی می‌شود و در عین حال این اطلاعات به وسیله این کامپیوتر پردازش می‌شود. حاصل این پردازش یک خروجی خواهد بود که یا سبب ساختن نظام باورها و شخصیت انسان می‌شود و یا اینکه این خروجی بر روحیه و فیزیولوژی بدن انسان تأثیر می‌گذارد و یا اینکه در دنیای بیرون از انسان اثری را برای او پدید می‌آورد. انسان می‌تواند با کنترل کردن ورودی‌های ضمیر ناخودآگاه، دستاوردهای زندگی خود را کنترل کند.
 
اصول برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه
1.   اصل خود هوشیاری
انسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنجگانه و یا فکر دریافت می‌کند. بهترین راه برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه، توجه لحظه به لحظه انسان نسبت به خود است. او به طور مرتب به خود بگوید که من با اجرای اصول تکنولوژی فکر تبدیل به انسان زیبای دیگری شده‌ام. شما خود خالق سرنوشت خود هستید و زندگی و سرنوشت شما با باورها و اندیشه‌های شما شکل می‌گیرد و به دست شما خلق می‌شود.

2. اصل استفاده از قدرت سوال
هر سوالی که انسان از خود می‌کند، بازتاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می‌کند. وقتی کسی از خود سوال می‌کند «چگونه است که من خوشبختم؟» نفس این سوال روحیه‌اش را شاد می‌کند و به او این را القا می‌کند که: «آری، من خوشبختم.» و این تاثیر بسیار مهم هر سوالی است که انسان از خود می‌کند. باید بدانید که کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می‌کند که از خود می‌پرسید. برای مثال به‌جای سوال «چرا شرایط این‌گونه است؟» بهتر است سوال کنید «چگونه می‌توانم شرایط را زیباتر کنم؟»

3. اصل استفاده از قدرت تمرکز
انسان در هر لحظه به هر آنچه تمرکز کند، بازتاب آن را در روحیه و فکر خود حس می‌کند. برای مثال تمرکز روی یک گل در انسان، روحیه شاد و فکر مثبت ایجاد می‌کند. تمرکز روی خاطرات بد گذشته، انسان را افسرده می‌کند. تمرکز روی خاطرات زیبای گذشته و یا خیال‌پردازی‌های زیبای آینده، اثر عمیق و مطلوب و مثبت در زندگی دارد. انسانی که به‌طور مرتب روی بدبختی‌ها و زشتی‌های زندگی متمرکز می‌شود، زندگی‌اش به قهقرا می‌رود. کسی که به‌طور مرتب به زیبایی‌های زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می‌کند، زندگی‌اش قرین سعادت و موفقیت می‌شود و این خاصیت تمرکز است.
 
4. اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت
از جملات تاکیدی مثبت به گونه‌ای که ویژگی خوب شما را تصویر کند، استفاده کنید. نمونه جملات: «در وجود من عظمت و بزرگی نهفته است. من ایده‌های بزرگی را در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می‌کنم. من هر روز سالم‌تر و تندرست‌تر هستم. من یک برنده بزرگ هستم. چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است. چقدر من هر روز خوشبخت‌تر و سعادتمندتر می‌شوم. من همواره در هر کاری موفق و پیروز می‌شوم. خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگی‌ام مرا کمک می‌کند. ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است و من هرچه بخواهم، خلق می‌کنم. سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است. من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگی‌ام هستم. من به خود افتخار می‌کنم. همواره از وجود و چهره من شادی و انرژی و عشق ساطع می‌شود. من تا آخر عمر به سلامت زندگی می‌کنم. هرچه بیشتر می‌بخشم، بیشتر می‌ستانم و احساس شادمانی می‌کنم. من با اقتدار زندگی‌ام را آن‌گونه که می‌خواهم، طراحی می‌کنم. من انسانی مقتدر، خلاق و دوست داشتنی هستم. من سزاوار بهترین‌ها هستم. در هر لحظه به دلیل همه نعمت‌ها و موهبت‌هایی که خداوند به من داده ، او را شکر می‌گویم. من در کمال آرامش به سر می‌برم و همواره روحیه‌ای شاد و چهره‌ای خندان دارم. خداوند مرا آزاد آفریده است و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده‌ای نیستم.» به جای جملات تاکیدی مثبت، از کلمات و عبارات تاکیدی مثبت هم می‌توان استفاده کرد. مانند: آرامش، زیبایی، معنویت، ثروت، حال خوش، آب روان، زندگی زیبا، ثروت فراوان، سلامت، امنیت، خوشبختی و سعادت.

 

برای دیدن ویدیو ها و اطلاعات بیشتر در این زمینه اینجا کلیک کنید.

 

5. اصل تصویرسازی ذهنی
هنگامی‌که شما تصویری در ذهن خود خلق می‌کنید، عین این تصویر روی ضمیر ناخودآگاه اسکن شده وارد می‌شود و بر ضمیر ناخودآگاه شما تاثیر می‌گذارد. این تصویرپردازش می‌شود و ضمیر ناخودآگاه مفهوم آن تصویر را می‌تواند در دنیای واقعی زندگی شما عینیت ببخشد. تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین شیوه‌های برنامه‌ریزی و هدایت ضمیر ناخودآگاه است. ثروتمندترین و موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته‌اند در ذهن خود خیال‌پروری مثبت بکنند. تخیل، فکر، امید، آرزو، خواسته، اشتیاق سوزان به‌علاوه ایمان به موفقیت و اقدام مساوی است با رسیدن به هدف. با موفقیت تخیل را به فکر تبدیل کنید. فکر را به مرحله آرزو برسانید. برای آرزوی خود امید ایجاد کنید. امیدواری را به خواسته خود تبدیل کنید. خواسته را با دنیایی از هیجان و اشتیاق به اشتیاق سوزان برسانید. اشتیاق سوزان به همراه ایمان به موفقیت آنجا که در کنار اقدام قرار می‌گیرد، به طور قطع حاصل‌ آن رسیدن به هدف و موفقیت است. وقتی شما مثبت فکر می‌کنید، به تصویر زیبا نگاه می‌کنید، به موسیقی شاد گوش می‌کنید و... سیگنال‌های مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می‌شود. هم باور عالی در نظام باور شما می‌سازد و هم اثرخوبی در وجود شما و دنیای خارج شما می‌گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی‌گردد. دعاکردن و توسل و توکل ، اعمالی است که هم در انسان احساس روحانی ایجاد می‌کند، هم بهترین اثر بر ضمیر ناخودآگاه و باور ایجاد می‌کند. هنگامی‌ که خدا را برای خواسته‌ای صدا زدی، این‌گونه باید باور داشته باشی که آنچه را از خدا خواستی، در پشت در است و تو می‌توانی آن را برداری. ایمان به خدا، احساس خوب، مثبت اندیشی، ایمان به توانایی‌های خود، امید به موفقیت، عزم و اراده عالی، روحیه خوب و با نشاط، حالاتی از این قبیل هستند که شدت جریان و قدرت سیگنال‌های ورودی به ضمیر ناخودآگاه را افزایش می‌دهند و در نتیجه انسان را سریع‌تر به مراتب موفقیت می‌رسانند.
شما از کدام گروهید؟
انسان نوع یک : اصولا مثبت فکر می‌کنند، امیدوار هستند، دنیا را زیبا می‌بینند، دوربین ذهن آنها به‌طور مرتب روی پدیده‌های زیبای زندگی تمرکز می‌کند، مثبت و امیدوارانه سخن می‌گویند، چهره‌ای گشاده و متبسم دارند و معتقدند که انسان‌های خوش اقبالی هستند. فکر می‌کنند همه چیز برای آنها درست انجام می‌شود. هیچ‌گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی‌اندیشند. به طور معمول، داستان‌های خوشحال کننده تعریف می‌کنند، به خاطرات خوب زندگی خود می‌اندیشند و آنها را برای دیگران تعریف می‌کنند. خیال‌پردازی‌های زیبایی از آینده خود می‌کنند. اعتماد به نفسی عالی دارند و فکر می‌کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است. نگاه زیبایی به کرانه‌های دور زندگی خود دارند. به سلامت و تندرستی خود می‌اندیشند. ترسی از آینده ندارند. به‌طور معمول، روحیه‌ای بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه‌های آن لذت می‌برند.
انسان نوع دو: ویژگی‌های منفی دارند. منفی می‌نگرند. منفی می‌اندیشند، ناامیدانه فکر می‌کنند. به‌طور مرتب به نارسایی‌های زندگی تمرکز می‌کنند. به خاطرات منفی گذشته نگاه می‌کنند. خیال‌های منفی برای آینده خود تصویر می‌کنند. چنین انسان‌هایی اغلب روحیه‌ای افسرده و غمگین دارند و در نتیجه چهره‌ای عبوس و گرفته دارند و به گونه‌ای از لحظه‌های زندگی رنج می‌برند. مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده وضعیت‌تان، روحیه شما است که در هر لحظه چه احساسی دارید. روحیه، مهم‌ترین عامل خلق پدیده‌ها است. روحیه عالی و زیبا مساوی است با اندیشه زیبا و اندیشه زیبا مساوی است با رسیدن به دستاوردهای عالی و زیبا.

مطالب فوق چکیده ای از کارگاه مهارت های زندگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.