mehdi sareminezhad

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

نشخوار فکری و راه های کنترل آن

۵۴ بازديد
نشخوار فکری-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز
نشخوار فکری به معنای تکرار افکار منفی و نگرانی‌ها به صورت مداوم است که می‌تواند به اضطراب و استرس منجر شود. کنترل نشخوار فکری نیازمند تمرین و استفاده از تکنیک‌های مختلف است.
در اینجا به چند راهکار برای مدیریت و کنترل نشخوار فکری اشاره می‌کنیم:
 
1. آگاهی از افکار: اولین قدم برای کنترل نشخوار فکری، شناخت و آگاهی از این افکار است. زمانی که متوجه شدید در حال نشخوار فکری هستید، سعی کنید به طور آگاهانه افکار خود را شناسایی و متوقف کنید.
 
2. تعیین زمان مشخص برای نگرانی: می‌توانید زمانی مشخص در روز را برای نگرانی و فکر کردن به مشکلات اختصاص دهید. مثلاً ۱۵ دقیقه در روز را به این کار اختصاص دهید و خارج از این زمان، تلاش کنید ذهن خود را مشغول نگه دارید.
 
3. متمرکز شدن بر فعالیت‌های مفید: فعالیت‌هایی که نیاز به تمرکز دارند مانند ورزش، خواندن کتاب، کارهای هنری یا یادگیری یک مهارت جدید می‌تواند به شما کمک کند تا ذهن خود را از افکار منفی منحرف کنید.
 
4. مدیتیشن و تمرین‌های ذهن‌آگاهی (Mindfulness): مدیتیشن و تمرین‌های ذهن‌آگاهی می‌توانند به شما کمک کنند تا در لحظه حاضر بمانید و از نشخوار فکری جلوگیری کنید. این تمرین‌ها شامل تنفس عمیق، تمرکز بر لحظه حال و پذیرش افکار بدون قضاوت هستند.
 
5. نوشتن افکار: نوشتن افکار و احساسات می‌تواند به شما کمک کند تا آنها را از ذهن خود بیرون بریزید و به شکل منطقی‌تری به آنها نگاه کنید. این کار همچنین می‌تواند به شما در شناسایی الگوهای فکری منفی کمک کند.
 
6. مشغول نگه داشتن ذهن: سعی کنید ذهن خود را با فعالیت‌های مثبت و مفید مشغول نگه دارید. مثلاً با دوستان و خانواده وقت بگذرانید، به فعالیت‌های اجتماعی بپردازید یا به کارهای داوطلبانه مشغول شوید.
 
7. تغییر زاویه دید: سعی کنید به مسائل از زاویه‌ای متفاوت نگاه کنید و افکار خود را به چالش بکشید. مثلاً به جای تمرکز بر مشکلات، به دنبال راه‌حل‌ها و فرصت‌ها بگردید.
 
8. درمان شناختی-رفتاری (CBT): این روش درمانی می‌تواند به شما کمک کند تا افکار منفی را شناسایی و تغییر دهید. مشاوره با یک روان‌شناس می‌تواند در این زمینه مفید باشد.
 
9. ورزش منظم: فعالیت بدنی منظم می‌تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند و ذهن شما را از افکار منفی منحرف کند.

برای اطلاع از فواید بیشتر ورزش روی لینک روبرو کلیک کنید: 7 نمونه از فواید ورزش بر سلامت روان که احتمالا از آنها بی خبرید!
 
10. مراقبت از خود: خواب کافی، تغذیه سالم و مدیریت استرس می‌تواند به کاهش نشخوار فکری کمک کند. تلاش کنید تا به نیازهای جسمی و روانی خود توجه کنید.
 
این راهکارها می‌توانند به شما کمک کنند تا نشخوار فکری را کاهش دهید و ذهنی آرام‌تر و مثبت‌تر داشته باشید. مهم است که صبور باشید و به خودتان زمان دهید تا این تکنیک‌ها را به مرور زمان به کار ببرید.
 
 
 
 

تاثیر موسیقی بر روی مغز

۵۳ بازديد

تاثیر موسیقی بر مغز-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز
در مقاله های قبل از آناتومی مغز گفتیم. در ادامه به تاثیر موسیقی بر مغز میپردازیم که برگرفته از کارگاه شناخت مغز مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) در شیراز است.

از ده سال پیش تاکنون گروههای تحقیقی متعددی در سراسر جهان تأثیر موسیقی بر مغز انسان را مورد بررسی قرار داده و با مقایسه مغز نوازندگان و افراد عادی به نتایج شگفتآوری دست یافتهاند. تغییرپذیری ساختار و شکل مغز کودکان و حتی بزرگسالان با کمک صوت و ریتم از مهمترین این یافته هاست
.

البته نوع موسیقی در این مورد نقش بسیار مهمی دارد.موسیقی کلاسیک موجب برانگیختن و فعالیت همهٔ قسمتهای مغز می‌شود درحالی‌که موسیقی پاپ کمتر چنین تأثیری را داراست. به ویژه در مغز نوازندگان حرفه‌ای به‌دلیل شروع زودهنگام و طولانی‌مدت فعالیتهای موسیقایی ویژگیهای آناتومی خاصی دیده می‌شود.

معاینات و بررسیهای متعدد(۱)از مغز نوازندگان حرفه‌ای نشان می‌دهد که ماده خاکستری مخچه و ناحیه شنوایی مغز آنان نسبت به افراد غیر موزیسین بیشتر است.

در مغز نوازندگان سازهای زهی و پیانو هم بخشهایی که مسئول کنترل حرکات دست هستند۴۰درصد رشد بیشتری دارند. همچنین جسم پینه‌ای(۲)مغز نوازندگانی که قبل از سن۷سالگی شروع به فراگیری ساز نموده‌اند بزرگ‌تر از سایرین است. از این رو بین دو نیم‌کره و بخشهای مختلف مغز آنان ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار می‌شود.
هر یک از دو نیم‌کره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارد. نیم‌کره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مرکز تعلیم است و نیم‌کره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتکار را هدایت می‌کند. برای استفاده از کل پتانسیل مغز می‌بایست هر دو نیم‌کره با هم هماهنگ باشند.

بر اساس تحقیقی(۳)که توسط آلتن مولر(۴)از انستیتو پزشکی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارک بانگرت(۵)از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد انجام گرفته است، بخش شنوایی و بخشهای حرکتی مغز نوازندگان پیانو کاملا‌ً با یکدیگر مرتبط‌اند به‌طوری‌که تحریک یکی از این دو بخش موجب برانگیختن دیگری می‌شود.

اسکنهای متعدد و الکترو انسفا لوگرافی(EEG)از مغز نوازندگان حرفه‌ای پیانو نشان می‌دهد که تنها حرکت دست نوازنده بر روی کلاویه‌ها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز می‌گردد و بالعکس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریک قسمتهای حرکتی می‌شود.

حتی انگشتان دست برخی از نوازندگان با شنیدن ملودیهای خاصی بی‌اراده حرکت می‌کند. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از۱۰دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد می‌شود که با افزایش تعداد جلسات تثبیت می‌گردد.

البته هنوز به‌طور قطعی مشخص نیست که آیا تمرینات موسیقی عامل ایجاد این ویژگیهاست و یا اینکه ساختار مغز نوازندگان از هنگام تولد با دیگران متفاوت است و این تفاوتها زمینه موفقیت آنان در موسیقی را فراهم می‌سازد.
تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارنده‌ای مانع از بین رفتن سلولهای عصبی در سنین بالا می‌شود. حتی اگر فردی تازه در سن۸۵سالگی شروع به فراگیری ساز نماید سلولهای مغز او ترمیم و بازسازی می‌شود و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش می‌یابد.

در تحقیقی به منظور بررسی اثرات موسیقی بر مغز و رد این فرضیه که نه موسیقی بلکه خانواده و محیط رشد کودک موجب افزایش کارآیی مغز و ضریب هوشی می‌شود، کودکانی از محلات فقیرنشین برلین و از خانواده‌هایی بدون پیشینه فرهنگی غنی مدت شش سال به طور منظم و مداوم در مدرسه تحت آموزش موسیقی قرار گرفتند. در لس‌آنجلس نیز در دانشگاه کالیفرنیا تحقیقی مشابه انجام گرفت.نتایج هر دو بررسی تأثیر مثبت موسیقی بر مؤلفه‌های ضریب هوشی و قدرت تخیل فضایی‌ ـ زمانی انسان را تأیید نمود.

در آزمایشی دیگر در دانشگاه هنگ کنگ‌(۶)،۴۵نوازنده ارکستر بین سنین۶تا۱۵سال از لحاظ قدرت حافظه و به یادسپاری کلمات مورد بررسی قرار گرفتند.محققین پی بردند که کودکان نوازنده نسبت به هم‌سالان غیر نوازنده خود به مراتب لغات بیشتری را به خاطر می‌سپارند و هر قدر زمان عضویت آنان در ارکستر بیشتر است در این زمینه موفق‌ترند.
پس از یک‌سال با انجام مجدد این آزمایش مشخص شد که توانمندی حافظه کودکانی که هنوز نوازنده ارکستر هستند نسبت به سال گذشته افزایش یافته است درحالی‌که حافظه کسانی که از ارکستر جدا شده‌اند در همان سطح باقی مانده است.

آموزش موسیقی و نوازندگی همچنین موجب افزایش پشتکار و قدرت تمرکز شخص و پیگیری اهداف درازمدت می‌گردد. نوازندگی گروهی هم انعطاف‌پذیری، ثبات احساسی و افزایش قابلیتهای اجتماعی را به همراه دارد.

سال۱۹۹۲پرفسور هانس گونتر باستیان(۷)به همراه گروهی از دانشمندان۱۸۰دانش‌آموز بین سنین۶تا۱۲سال را در مدارس ابتدایی برلین به مدت شش سال تحت نظر قرار دادند. آنها پی بردند که کودکان نوازنده به‌خصوص کسانی که قبل از سن۸سالگی شروع به فراگیری ساز نموده‌اند باهو‌ش‌تر و واقع‌بین‌تر از دیگران‌اند و اعتماد‌به‌نفس و قدرت سازگاری بیشتری دارند. این دانش‌آموزان در دروس جغرافی، انگلیسی، آلمانی و ریاضی نمرات بهتری کسب نمود.

 

برای اطلاعات بیشتر در زمینه روانشناسی اینجا کلیک کنید.

افسردگی و تاثیر آن بر مغز

۶۳ بازديد

افسردگی و تاثیر آن بر مغز-مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
در مقاله قبل به توضیح آناتومی و بخش های مختلف مغز پرداختیم. در این مقاله به بررسی اثرات افسردگی بر قسمت های مختلف مغز میپردازیم.

افسردگی یکی از اختلالات روانی رایج در جهان است و تأثیرات عمیقی بر سلامت می گذارد. افسردگی عمدتاً به عنوان یک مسئله روحی شناخته می‌شود، اما مطالعات نشان داده‌ که افسردگی تأثیرات مهمی بر عملکرد مغزی نیز دارد.

تحقیقات جدید در مرکز سلامت روانی و اعتیاد (CAHM) در تورنتو در رابطه با بیماری‌های روانی به نتایج قابل توجهی دست یافته‌اند: التهابِ ناشی از افسردگی مداوم در طی سال‌ها، مغز را به طور فیزیکی و همیشگی تغییر می‌دهد. این اکتشاف می‌تواند درک ما از بیماری‌های روانی و چگونیِ پیشرفت آن طی زمان را دستخوش تغییر کند.


۴ تاثیر افسردگی بر ساختار مغز

۱. انقباض مغزی

 

مطالعات جدید نشان میدهد به دنبال مشکلات روحی بخش های هیپوکامپ، تالاموس، آمیگدالا و کورتکس جلویی دچار انقباض و یا کاهش اندازه می شوند.

مقدار مناطق منقبض شده به شدت و میزان بیماری بستگی دارد.

۲. التهاب مغزی

محققان دریافته‌اند کسانی که افسردگی‌شان برای بیش از یک دهه درمان نشده باقی مانده باشد، نسبت به کسانی که کمتر از یک دهه است که به این مشکل دچارند، التهاب مغزی بیشتری دارند.

۳. محدودیت اکسیژن

 

عدم وجود اکسیژن کافی در سلول های ایمنی افراد مبتلا به اختلالات روانی و دو قطبی مشهود است و مغز این افراد برای پاسخگویی به علائم محیطی با کاهش اکسیژن مواجه است.

به طور کلی، اگر مغز دچار کاهش اکسیژن شود، موارد زیر رخ خواهد داد:

  • آسیب دیدگی سلول های مغزی
  • مرگ سلول های مغزی
  • التهاب

۴. تغییرات ساختاری و ارتباطی در ادامه تاثیر افسردگی بر ساختار مغز

مطالعات تصویربرداری مغز نشان داده‌اند که افسردگی ممکن است با تغییراتی در ساختار مغز همراه باشد. این تغییرات می‌توانند در ناحیه‌های مختلف مغز رخ دهند و به ویژه در ناحیه‌هایی که مسئول شناخت و احساسات هستند، تأثیر بگذارند.

 

اثرات افسردگی در قشر جلوی مغز

قشر جلوی مغز مسئول عملکرد‌های اجرایی مانند تصمیم‌گیری، استدلال و حل مسأله است. در افراد مبتلا به این بیماری، قشر جلوی مغز می‌تواند کوچک‌تر شود و فعالیت در این ناحیه کاهش یابد.

این اختلال می‌تواند منجر به مشکلات در تصمیم‌گیری، کاهش انگیزه و مشکلات در توجه و تمرکز شود.

در افراد مبتلا به افسردگی، فعالیت در قشر جلوی پیشانی، به ویژه در قشر جلوی پیشانی پشتی سمت چپ کاهش یافته است. این منطقه برای تنظیم احساسات، کنترل رفتار‌های تکانشی و تصمیم‌گیری حیاتی است.

کاهش فعالیت در این منطقه می‌تواند منجر به مشکلاتی در تنظیم احساسات، تصمیم‌گیری و کنترل رفتار‌های تکانشی شود. این کاهش فعالیت می‌تواند به ایجاد علائم افسردگی، مانند احساس غم و اندوه، ناامیدی و کمبود انگیزه کمک کند.

اثرات افسردگی بر روی آمیگدال

آمیگدال مسئول پردازش احساسات است و نقش مهمی در پاسخ مغز به استرس دارد. در افراد مبتلا به این بیماری، آمیگدال می‌تواند بیش از حد فعال شود و منجر به افزایش احساس اضطراب و ترس شود.

تحقیقات نشان داده است که مغز افراد مبتلا به افسردگی فعالیت در آمیگدال را افزایش می‌دهد، به ویژه در پاسخ به محرک‌های عاطفی منفی. این افزایش فعالیت می‌تواند منجر به مشکلاتی در تنظیم احساسات و در نتیجه افزایش خطر ابتلا به اختلالات اضطرابی شود.

افراد مبتلا به این بیماری ممکن است توانایی کاهش فعالیت آمیگدال را در پاسخ به محرک‌های عاطفی داشته باشند که منجر به افزایش واکنش عاطفی می‌شود.

 

اثرات افسردگی بر روی هیپوکامپ

هیپوکامپ مسئول تشکیل و تثبیت حافظه است. در افراد مبتلا به افسردگی، هیپوکامپ می‌تواند کوچک‌تر شود و فعالیت در این ناحیه کاهش یابد. این اتفاق می‌تواند منجر به مشکلات حافظه و یادگیری شود و همچنین می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل را در آینده افزایش دهد.

تصور می‌شود کاهش اندازه هیپوکامپ در افراد مبتلا به افسردگی به دلیل اثرات هورمون‌های استرس، به ویژه کورتیزول باشد. سطوح بالای کورتیزول می‌تواند به هیپوکامپ آسیب برساند و منجر به کاهش اندازه و عملکرد آن شود.

اثرات افسردگی بر جسم مخطط

جسم مخطط مسئول پردازش پاداش و انگیزه است. در افراد مبتلا به این بیماری، ممکن است فعالیت در جسم مخطط کاهش یابد که منجر به فقدان انگیزه و رفتار‌های لذت جویانه می‌شود. این کاهش فعالیت همچنین می‌تواند به ایجاد آنهدونیا Anhedonia، که ناتوانی در احساس لذت است، کمک کند.

تحقیقات نشان داده است که در افراد مبتلا به این اختلال، فعالیت جسم مخطط، به ویژه در مخطط شکمی، کاهش یافته است.

این منطقه برای پردازش پاداش و انگیزه حیاتی است. کاهش فعالیت در این منطقه می‌تواند منجر به کاهش توانایی تجربه لذت و فقدان انگیزه برای شرکت در فعالیت‌های با ارزش شود.

 

برگرفته از کارگاه شناخت مغز مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز

آناتومی مغز

۵۷ بازديد

آناتومی مغز-مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
مغز انسان حدود 1500 گرم وزن داشته که کلاً داخل جمجمه قرار دارد و آناتومی آن به شرح زیر است.
مغز از قسمتهای زیر درست شده است :
۱- نیم کره های مغز
۲- تالاموس و گره های عصبی قاعده ای
۳- مغز میانی
۴- پل دماغی
۵- بصل النخاع
۶- مخچه


نیم کره های مغز
نیم کره های مغز دو عدد بوده که از نظر نردبان تکاملی جدیدترین قسمت مغز می باشند . آنها هدیه اصلی خداوند به انسان بوده و تکامل آن از پستانداران از حدود پنجاه میلیون سال پیش شروع شده و در انسان نماهائی مانند «استرالوپیتکوس» به اوج خود رسید (2 میلیون سال پیش ) .
اختصاص ترین صفت تکاملی ازدیاد تعداد یاخته های عصبی بوده که پیشرفت شایان آن را در « هموهابیلیس» و «هموارکتوس» می توان مشاهده کرد.دوران طلائی بزرگ شدن مغز در « نئاندرتال » و «هموساپینس» (حدود یکصد هزارسال پیش) آغاز و به انسان امروزی ختم می شود.

بدون نیمکره های مخ ، انسان جاندار بی شعوری بیش نیست . تکوین شعور انسان عبارت بوده است از ازدیاد یاخته ها ( نتیجتاً اضافه شدن وزن مغز ) و ارتباطات آنها با یکدیگر برای بهتر شدن قدرت پردازش اطلاعات محیطی و درونی . در « مرگ مغزی » این قدرت از بین میرود چون کل ساختار مغز مضمحل می شود . در درون نیمکره ها حفره هایی پر از مایع نخاعی و جود دارند که بطن ها نامیده می شوند . دو نیمکره توسط جسم پینه ای به هم متصل می باشند که در حقیقت ارتباط اصلی نرونهای دو نیمکره با هم می باشند .

قسمت های مختلف تشکیل دهنده نیمکره ها شامل قسمت های زیر است :

۱- لوب پیشانی (Frontal Lobe)

۲- لوب آهیانه ای (Parietal Lobe)

۳- لوب پس سری (Occipital Lobe)

۴- لوب گیجگاهی (Temporal Lobe)

۵- لوب حاشیه ای (Marginal Lobe)

قسمت های تشکیل دهنده نیمکره های مغز انسان

- لوب پیشانی
لوب پیشانی مهمترین قسمت تکامل یافته مغز است . مخصوصاً در انسان و انسان نماها این قسمت فوق العاده وسعت پیدا کرده است . قسمتهای خلفی لوب پیشانی ویژه فرمانهای حرکتی بوده و از هم گسیختگی نسج این قسمت باعث از کارافتادگی یک اندام می شود . تحریک هر قسمت از اندامها و سر بر روی مکان مخصوصی از این نوار باریک وجود دارد ، قسمتی از این ناحیه ، که بین دو نیمکره وجود دارد، مختص حرکات اندامهای تحتانی می باشد . درقسمت قدامی ناحیه حرکتی سرو دست مرکز کنترل حرکات چشم وجود دارد .
در نیمکره چپ ، مرکز حرکتی تکلم درلوب پیشانی می باشد . از هم پاشیدگی نسوج این ناحیه باعث گنگی شده و بیمار قادر به گفتار نیست .آنچه از لوب پیشانی باقی می ماند عبارتست از ناحیه ای که در جلو قرار داشته و مرکز شعور ، منطق ، تفکر و تا حدودی حافظه است . از بین رفتن این قسمت از مغز در دو طرف منجر به کم اهمیت دادن اصول اخلاقی شده و تصمیمات بیمار انفعالی می گردد . اگر آسیب بسیار شدید باشد خلاقیت حرکات از بین رفته و ممکن است با حالت اغماء اشتباه شود . یکی از راههای درمان امراض روانی ، در ابتدای سده حاضر ، عبارت بود از تخریب دو طرفه قسمتهای عمقی لوب های پیشانی و تبدیل بیمار به فردی که از نظر اجتماعی بیشتر قابل تحمل باشد . متأسفانه اثرات سوء این عمل جراحی باعث شد که بعداً کمتر مورد استفاده قرار گیرد .


- لوب آهیانه ای
وظایف لوب های آهیانه ای در طرف راست و چپ تا حدودی با هم فرق می کنند . علاوه بر تشخیص محل درد ، گرما ، لمس و محسوسات عمقی در باریکه پشت شیار مرکزی ، لب آهیانه ای در طرف راست بینش فضائی را در شخص بوجود می آورد . عوارض عمقی لوب طرف راست منجر به از دست دادن جهت یابی فضائی فرد گشته وطرف چپ بدن را در کارهای روزمره فراموش می کند . به حوزه بینائی چپ توجه نکرده و مثلاً ریش خود را در طرف چپ نمی تراشد ، چنین شخصی ردیابی فضائی خود را از دست می دهد . شدت عارضه در بعضی بحدی است که بیمار عضوی در طرف چپ بدن خود را از یاد می برد و فکر می کند مربوط به شخص دیگری است . لب آهیانه ای در طرف چپ علاوه بر جهت یابی فضائی و محسوسات طرف راست ، وظیفه تکلم را نیز بعهده دارد . اختلال در ریاضیات ، محاسبه ، تشخیص راست و چپ بدن ،خواندن و نوشتن و تکلم پس از آسیب رسیدن به لوب آهیانه چپ دیده می شود .

- لوب پس سری
لوب پس سری مسئولیت بینائی را عهده دار بوده و آسیب رسیدن به این ناحیه شخص را بطورکامل یانافص نابینا می کند . یکی از بهترین محسوسات محیطی که به وسیله آن مکانیسم پردازش اطلاعات در مغز به وسیله فیزلوژیست هائی مثل « هوبل » و « ویسل » در دانشگاه هاروارد برملا گشته عبارت است از « حس بینائی » این دو دانشمند به طور سیستماتیک پردازش اطلاعات را از شبکیه تا لوب پس سری دنبال کردند . کار اصلی این پژوهشگران عبارت بود از ثبت تحریک پذیری سلول های شبکیه ، ایستگاه زانوئی و قشر خاکستری مخ ( سلول های ساده ،پیچیده و فوق پیچیده ) در مناطق به اصطلاح 17 و18و19 « برودمن » لازم به یادآوری است که « برودمن» پژوهشگری بود که سطح مغز را از 1 تا 52 منطقه بر حسب انواع یاخته های قشر خاکستری طبقه بندی کرد. مثلاً منطقه 46 ویژه حافظه بوده و 44 بیان تکلم را به عهده دارد . « هوبل و ویسل» دریافتند که به ترتیب که اطلاعات از یک ایستگاه به ایستگاه دیگری منتقل می شده پیچیده تر و به حقیقت نزدیک تر می شود . مثلاً سلول های شبکیه و ایستگاه زانوئی فقط به بک نقطه نورانی پاسخ داده ، درحالی که سلول های ساده کورتکس بینائی تنها به یک نوار نورانی با محور خاص پاسخ می دهند . می توان تصور کرد که این نوار از تعدادی نقطه نورانی درست شده است . بنابر این ، سلول های ساده قشر خاکستری نسبت به یک نقطه نورانی بی تفاوتند . به همین ترتیب که جلو برویم مشاهده می شود که سلو لهای پیچیده کورتکس توسط یک لبه نورانی تحریک می شوند که محور مشخصی داشته ولی محل آن مهم نیست . بهترین ، تحریک برای یک سلول فوق پیچیده یک گوشه است . با در نظر گرفتن بحث بالا ، هر چقدر از منطقه 17 به طرف منطقه 19 می رویم وظیفه سلول ها پیچیده تر شده به تحریکی نوین پاسخ می دهند . این موضوع در تشخیص فاصله و رنگها بسیار صادق است .

- لوب گیجگاهی
این لوب در طرف راست نقش مهمی از نظر هنر تشخیص رنگها و جوانب مختلف دستگاههای موسیقی داشته و در طرف چپ تأثیر مهم آن درتکلم انسان است . درک صداهای شنیده شده و پردازش دستوری گفتار و آماده کردن پاسخ شایسته ، به وسیله لوب آهیانه چپ صورت می گیرد . آسیب رسیدن به لوب گیجگاهی گاهی باعث از بین رفتن توانائی نامگذاری افراد و اشیاء می شود . همچنین لوب های گیجگاهی راست و چپ با هم نقش مهمی در فعال نگهداشتن حافظه دارند. دروازه اصلی ورود اطلاعات محیطی به مغز و ثبت آنها در گرو سلامتی لوب گیجگاهی است .
به نظر می رسد که « هیپوکامپ» این ناحیه همگام با قسمت های دیگر لوب حاشیه ای نقش کلیدی در قبول یا رد اطلاعات داشته باشند .از این مکان است که اطلاعات منتشر شده از محسوسات محیطی به نقاط دیگر مغز مخصوصاً لوب های پیشانی می روند .بخش دیگری از فیبرهای آورنده اطلاعات به لوب گیجگاهی از ساقه مغز و هسته « مینرت» می باشد .
از بین رفتن « هیپوکامپ » منجر به عدم توانائی انسان در تثبیت حافظه شده و شخص قدرت انتقال اطلاعات رابه سایر نقاط مغز از دست می دهد .
اگر انسانی هر دو لوب گیجگاهی مخصوصاً دو « هیپوکامپ » را از دست بدهد برای همیشه قدرت ثبت اطلاعات از محیط را برای یادآوری در دراز مدت از دست خواهد داد .در ام- آر- آی روبرو هر دو لوب گیجگاهی به خاطر انسفالیت آسیب دیده و قدرت حافظه بیمار شدیداً صدمه دیده است . حس شامه نیز با لوب گیجگاهی ارتباط دارد .


- لوب حاشیه ای
لوب حاشیهای از قدیمی ترین قسمتهای مغز بوده و وظیفه اش بیان غرایض جنسی و تأمین احتیاجات احساسی و تنازع بقاست . لوب حاشیه ای در اصطلاع به « مغز اول » مشهور شده و از اینجاست که تمام اطلاعات پس از بررسی و فیلتر شدن می توانند به سایر نقاط مغز رسوخ کنند . احساس امنیت درونی با وجود لوب حاشیه ای امکان پذیر است . اینجا محل احساسات قلبی و فردی و عشق و دلدادگی است . با تکیه به« مغز اول » است که انسان کاری را انجام داده و سپس با مراجعه به منطق و « مغز جدید» یا « نئوپالیوم » پشیمان می شود . در این مکان است که موجود برای حفظ خود و خانواده حاضر است به استدلال کم محلی کند . کنترل اصلی سلسله اعصاب نباتی هنگام جنگ و ستیز یا پشیمانی و غم و اندوه در دست« مغز اول » یا « آرکی پالیوم » می باشد . بالاخره زبان اصلی نهفته در نگاه افراد به یکدیگرکه حاصل آن دوست داشتن فردی و یا تنفر از فردی دیگر می شود در لوب حاشیه ای است .


- تالاموس
تالاموس توده ای از سلولهای عصبی با اندازه های مختلف است که وظیفه پردازش و هم آهنگ کردن پیامهای حسی را در ارتباط با فعالیت های حرکتی داشته و دراین خصوص با گره های عصبی قاعده جمجمه ، قشر خاکستری مغز و مخچه در تماس دائم می باشد . تالاموس نیز نقش بی نهایت مهمی در دریافت درد و محسوسات محیطی دارد . آسیب یک طرفه به تالاموس باعث کرخ شدن طرف مقابل بدن و آسیب دو طرفه ، بیمار را به حالت بیهوشی می برد .

- گره های عصبی قاعده مغز
هسته های دم دار و عدسی شکل از مهمترین گره های عصبی قاعده مغز می باشند که ارتباط تنگاتنگ با تالاموس ، قشر خاکستری مغز و مخچه داشته و عملکرد اصلی آنها تنظیم فعالیت های حرکتی ماهیچه ها بوده و در تداوم حرکات آنها نقش مهمی دارند . نارسائی گره های عصبی قاعده مغز باعث لرزش های غیرارادی و سفتی و کمی تحریک ماهیچه ها شده و تابلوئی شبیه مرض پارکینسون را بوجود می آورد .

- ساقه مغز
از نظر تکاملی ساقهمغزیکی از قدیمی ترین قسمت های سلسله اعصاب بوده که علاوه بر حفظ هوشیاری و کنترل خواب ، تنفس و گردش خون ، محل گردهم آئی اعصاب جمجمه ای نیز می باشد که در تعیین تکلیف مرگ مغزی بسیار پراهمیت اند . اندازه و پاسخ مردمک ها به نور ، رفلکس های قرینه و سرفه ، حرکات چشمها ، زبان ، صورت ، حلق و حنجره نیز عمدتاً توسط ساقه مغز کنترل می شود .ساقه مغز گذرگاهی است دوطرفه برای گذشتن محسوسات از محیط خارج به طرف مغز و آوردن پیامهای عصبی از مغز و ساقه مغز به طرف نخاع و اندامها .
ساقه مغز محلّ تمرکز و پخش پیام های مهم و ابرانی به اقصی نقاط نخاع برای حفظ و کنترل قوام ماهیچه ها است که نهایتاً بر روی رفلکس های وتری نیز تأثیر می گذارند . این پیامها ، به طور مستقیم و غیر مستقیم ، از هسته های ساختمان مشبک در سطح « پل دماغی » و « بصل النخاع » و « مغز میانی » نشأت گرفته و به همراهی پیام های « هسته های قرمز » و « هسته های گوش داخلی » بر روی « نرون های حرکتی گاما » سرازیر می شوند . تحریک نرون های حرکتی گاما ، به طور غیر مستقیم ، پس از تحریک « نرون های حرکتی آلفا » قوام ماهیچه ها را زیاد کرده و آنها را سفت می کند . در این گونه موارد رفلکس های وتری نیز تشدید می شوند . هرگاه مغز از بین رفته ولی ساقه مغز از مغز میانی به پائین در حیات باشد ، رفلکس های وتری بسیار شدت یافته و ماهیچه ها آنقدر سفت می شوند که دست ها و پاها سیخ شده حالت « دِسِرِ بره» به خود می گیرند ، یا اینکه دست ها از آرنج خم شده و پاها سیخ می شوند که به این حالت « دکورتیکه» گویند . به تدریج که ساقه مغز وظایف خود را از دست داد ، قوام ماهیچه نیز از بین رفته آنها لَخت می شوند . در این زمان رفلکس های وتری نیز وجود ندارند . این حالت در « مرگ مغزی » به خوبی می شود به طوری که تمام ماهیچه ها شل بوده و رفلکس ها ناپدید گشته اند چون تمام ساقه مغز از کار افتاده است .


ساقه مغز از قسمتهای زیر تشکیل شده است :

۱- مغز میانی

۲- پل دماغی

۳- بصل النخاع 


۱- مغز میانی
بخش های مهمی از مغز میانی که در مرگ مغزی اهمیت دارند عبارتند از : ساختمان مشبک که مسئول حفظ سطح هوشیاری ، بوده ، پایک های مغزی که از الیاف و ابران حرکتی درست شده اند و اعصاب جمجمه ای سه و چهار که حرکات چشمها ، اندازه و پاسخ مردمک ها را به نور به عهده دارند . آسیب دو طرفه به ساختمان مشبک باعث حالت اغماء شده و اگر پایکهای مغز آسیب ببینند فلج اندامها و در مورد اعصاب سه و چهار ضعف حرکات چشم ها و بزرگ شدن مردمک ها با عدم پاسخ به نور را موجب می شود و اگر آسیب بسیار شدید باشد حرکات چشم عروسکی نیز از بین می روند . پس به این ترتیب با معاینه و تعیین سطح هوشیاری ، حرکات و مردمک های چشم و قدرت اندامها می توان به سالم بودن مغز میانی پی برد .

۲- پل دماغی
اجزاء مهم پل دماغی عبارتند از : قسمت دیگری از ساختمان مشبک ، اعصاب جمجمه ای پنج ، هسته عصبی شش و هفت و الیاف مرتبط کننده مخچه به سلسله اعصاب مرکزی .
آسیب دو طرفه به دو سوم فوقانی ساختمان مشبک پل دماغی باعث حالت اغماء شده و گرفتاری عصب شش ، حرکات چشمها را در محور افقی مختل و آسیب به عصب پنج باعث از بین رفتن حس قرنیه و رفلکس قرنیه می شود . بنابر این می توان با در نظر گرفتن سطح هوشیاری بیمار ، حرکات کره چشم و صورت و رفلکس قرنیه به و ضعیت تشریحی آن پی برد .


۳- بصل النخاع
این قسمت از ساقه مغز از ساختمان مشبک ، مراکز کنترل تنفس و گردش خون ، اعصاب جمجمه ای 9، 10،11،12 و الیاف حسی و حرکتی ای که مخچه ، نخاع ، ساقه مغز و نیمکره ها را به یکدیگر مربوط می کنند درست شده است . در بصل النخاع ، ساختمان مشبک نقشی در تأمین سطح هوشیاری نداشته و بلکه آسیب به این قسمت از مغز به صورت نارسائی شدید و تنفس و گردش خون خود را نشان داده و رفلکس سرفه از بین می رود . در صورتی که بیمار هوشیار باشد ، قدرت بلع در او از بین خواهد رفت .

- مخچه
مخچه درست در پشت سر و در قسمت خلفی پل دماغی و بصل النخاع قرار گرفته است . در حقیقت مخچه جعبه سیاه سلسله اعصاب مرکزی بوده که تعادل انسان را کنترل کرده سرعت و دامنهحرکات را طوری تنظیم می کند که آنها بدون نقص باشند . مخچه در ارتباط دائم با گیرنده های حسی محیطی و جمجمه ای بوده و از طریق مغز میانی و پل دماغی پیوسته وضعیت تعادل بدن را در اختیار تالاموس ، گره های عصبی قاعده مغز و قشر خاکستری می گذارد .

 

در قسمت بعد درباره افسردگی و تاثیر آن بر مغز صحبت خواهیم کرد.

برگرفته از کارگاه شناخت مغز مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز

با این 5 روش ضمیر ناخودآگاهتان را تحت کنترل درآورید

۷۳ بازديد

ضمیرناخودآگاه-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز

ضمیر خودآگاه (پست فرماندهی وجود)، در واقع همان بخش از انسان است که به من آدمی‌اطلاق می‌شود. ما هر کاری را با آگاهی و تصمیم خود انجام می‌دهیم.
 ضمیر ناخودآگاه، مسوولیت اجرایی بدن را عهده‌دار است. ضمیر ناخودآگاه گوش به فرمان ضمیر خودآگاه است، درست مانند کامپیوتر. ضمیر ناخودآگاه بخشی است که تمام سیستم بدن انسان را اداره و کنترل می‌کند. کنترل تمام اعضا مانند ریه و قلب و معده و تمام سلول‌های بدن را به‌طور ارادی به عهده دارد، باورهای انسان را می‌سازد، شخصیت و اعتماد به نفس و هویت آدمی‌را شکل می‌دهد و روحیه فرد را می‌سازد. برای مثال با دیدن گل زیبای رز قرمز رنگ که علامت عشق و محبت و دوستی است، این تصویر هم در ضمیر خودآگاه شما تأثیر می‌گذارد و هم در ضمیر ناخودآگاه می‌رود و پس از پردازش، روحیه‌ای زیبا در ما می‌سازد. یک باور زیبا هم در ما ایجاد می‌کند. باور اینکه زندگی زیباست. روحیه شاد و مثبت، امید و حرکت و اندیشه مثبت را به دنبال دارد.
ضمیر ناخودآگاه این توان را دارد که وقتی فرمانی را از ضمیر خودآگاه دریافت می‌کند، به منبعی در جهان وصل می‌شود به نام شعور نامحدود جهان که تمام اطلاعات جهان هستی داخل این شبکه اطلاعاتی یا این شعور نامحدود است.
درون انسان یک کامپیوتر است که نظام باورها و شخصیت او را می‌سازد و تمام اعضا و جوارح غیرارادی را کنترل می‌کند و سلامت و بیماری انسان نیز به عملکرد او بستگی دارد.
تمام اطلاعات برای همیشه در ضمیر ناخودآگاه به صورت فایل‌ها و پرونده‌هایی جداگانه بایگانی می‌شود و در عین حال این اطلاعات به وسیله این کامپیوتر پردازش می‌شود. حاصل این پردازش یک خروجی خواهد بود که یا سبب ساختن نظام باورها و شخصیت انسان می‌شود و یا اینکه این خروجی بر روحیه و فیزیولوژی بدن انسان تأثیر می‌گذارد و یا اینکه در دنیای بیرون از انسان اثری را برای او پدید می‌آورد. انسان می‌تواند با کنترل کردن ورودی‌های ضمیر ناخودآگاه، دستاوردهای زندگی خود را کنترل کند.
 
اصول برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه
1.   اصل خود هوشیاری
انسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنجگانه و یا فکر دریافت می‌کند. بهترین راه برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه، توجه لحظه به لحظه انسان نسبت به خود است. او به طور مرتب به خود بگوید که من با اجرای اصول تکنولوژی فکر تبدیل به انسان زیبای دیگری شده‌ام. شما خود خالق سرنوشت خود هستید و زندگی و سرنوشت شما با باورها و اندیشه‌های شما شکل می‌گیرد و به دست شما خلق می‌شود.

2. اصل استفاده از قدرت سوال
هر سوالی که انسان از خود می‌کند، بازتاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می‌کند. وقتی کسی از خود سوال می‌کند «چگونه است که من خوشبختم؟» نفس این سوال روحیه‌اش را شاد می‌کند و به او این را القا می‌کند که: «آری، من خوشبختم.» و این تاثیر بسیار مهم هر سوالی است که انسان از خود می‌کند. باید بدانید که کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می‌کند که از خود می‌پرسید. برای مثال به‌جای سوال «چرا شرایط این‌گونه است؟» بهتر است سوال کنید «چگونه می‌توانم شرایط را زیباتر کنم؟»

3. اصل استفاده از قدرت تمرکز
انسان در هر لحظه به هر آنچه تمرکز کند، بازتاب آن را در روحیه و فکر خود حس می‌کند. برای مثال تمرکز روی یک گل در انسان، روحیه شاد و فکر مثبت ایجاد می‌کند. تمرکز روی خاطرات بد گذشته، انسان را افسرده می‌کند. تمرکز روی خاطرات زیبای گذشته و یا خیال‌پردازی‌های زیبای آینده، اثر عمیق و مطلوب و مثبت در زندگی دارد. انسانی که به‌طور مرتب روی بدبختی‌ها و زشتی‌های زندگی متمرکز می‌شود، زندگی‌اش به قهقرا می‌رود. کسی که به‌طور مرتب به زیبایی‌های زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می‌کند، زندگی‌اش قرین سعادت و موفقیت می‌شود و این خاصیت تمرکز است.
 
4. اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت
از جملات تاکیدی مثبت به گونه‌ای که ویژگی خوب شما را تصویر کند، استفاده کنید. نمونه جملات: «در وجود من عظمت و بزرگی نهفته است. من ایده‌های بزرگی را در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می‌کنم. من هر روز سالم‌تر و تندرست‌تر هستم. من یک برنده بزرگ هستم. چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است. چقدر من هر روز خوشبخت‌تر و سعادتمندتر می‌شوم. من همواره در هر کاری موفق و پیروز می‌شوم. خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگی‌ام مرا کمک می‌کند. ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است و من هرچه بخواهم، خلق می‌کنم. سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است. من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگی‌ام هستم. من به خود افتخار می‌کنم. همواره از وجود و چهره من شادی و انرژی و عشق ساطع می‌شود. من تا آخر عمر به سلامت زندگی می‌کنم. هرچه بیشتر می‌بخشم، بیشتر می‌ستانم و احساس شادمانی می‌کنم. من با اقتدار زندگی‌ام را آن‌گونه که می‌خواهم، طراحی می‌کنم. من انسانی مقتدر، خلاق و دوست داشتنی هستم. من سزاوار بهترین‌ها هستم. در هر لحظه به دلیل همه نعمت‌ها و موهبت‌هایی که خداوند به من داده ، او را شکر می‌گویم. من در کمال آرامش به سر می‌برم و همواره روحیه‌ای شاد و چهره‌ای خندان دارم. خداوند مرا آزاد آفریده است و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده‌ای نیستم.» به جای جملات تاکیدی مثبت، از کلمات و عبارات تاکیدی مثبت هم می‌توان استفاده کرد. مانند: آرامش، زیبایی، معنویت، ثروت، حال خوش، آب روان، زندگی زیبا، ثروت فراوان، سلامت، امنیت، خوشبختی و سعادت.

 

برای دیدن ویدیو ها و اطلاعات بیشتر در این زمینه اینجا کلیک کنید.

 

5. اصل تصویرسازی ذهنی
هنگامی‌که شما تصویری در ذهن خود خلق می‌کنید، عین این تصویر روی ضمیر ناخودآگاه اسکن شده وارد می‌شود و بر ضمیر ناخودآگاه شما تاثیر می‌گذارد. این تصویرپردازش می‌شود و ضمیر ناخودآگاه مفهوم آن تصویر را می‌تواند در دنیای واقعی زندگی شما عینیت ببخشد. تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین شیوه‌های برنامه‌ریزی و هدایت ضمیر ناخودآگاه است. ثروتمندترین و موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته‌اند در ذهن خود خیال‌پروری مثبت بکنند. تخیل، فکر، امید، آرزو، خواسته، اشتیاق سوزان به‌علاوه ایمان به موفقیت و اقدام مساوی است با رسیدن به هدف. با موفقیت تخیل را به فکر تبدیل کنید. فکر را به مرحله آرزو برسانید. برای آرزوی خود امید ایجاد کنید. امیدواری را به خواسته خود تبدیل کنید. خواسته را با دنیایی از هیجان و اشتیاق به اشتیاق سوزان برسانید. اشتیاق سوزان به همراه ایمان به موفقیت آنجا که در کنار اقدام قرار می‌گیرد، به طور قطع حاصل‌ آن رسیدن به هدف و موفقیت است. وقتی شما مثبت فکر می‌کنید، به تصویر زیبا نگاه می‌کنید، به موسیقی شاد گوش می‌کنید و... سیگنال‌های مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می‌شود. هم باور عالی در نظام باور شما می‌سازد و هم اثرخوبی در وجود شما و دنیای خارج شما می‌گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی‌گردد. دعاکردن و توسل و توکل ، اعمالی است که هم در انسان احساس روحانی ایجاد می‌کند، هم بهترین اثر بر ضمیر ناخودآگاه و باور ایجاد می‌کند. هنگامی‌ که خدا را برای خواسته‌ای صدا زدی، این‌گونه باید باور داشته باشی که آنچه را از خدا خواستی، در پشت در است و تو می‌توانی آن را برداری. ایمان به خدا، احساس خوب، مثبت اندیشی، ایمان به توانایی‌های خود، امید به موفقیت، عزم و اراده عالی، روحیه خوب و با نشاط، حالاتی از این قبیل هستند که شدت جریان و قدرت سیگنال‌های ورودی به ضمیر ناخودآگاه را افزایش می‌دهند و در نتیجه انسان را سریع‌تر به مراتب موفقیت می‌رسانند.
شما از کدام گروهید؟
انسان نوع یک : اصولا مثبت فکر می‌کنند، امیدوار هستند، دنیا را زیبا می‌بینند، دوربین ذهن آنها به‌طور مرتب روی پدیده‌های زیبای زندگی تمرکز می‌کند، مثبت و امیدوارانه سخن می‌گویند، چهره‌ای گشاده و متبسم دارند و معتقدند که انسان‌های خوش اقبالی هستند. فکر می‌کنند همه چیز برای آنها درست انجام می‌شود. هیچ‌گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی‌اندیشند. به طور معمول، داستان‌های خوشحال کننده تعریف می‌کنند، به خاطرات خوب زندگی خود می‌اندیشند و آنها را برای دیگران تعریف می‌کنند. خیال‌پردازی‌های زیبایی از آینده خود می‌کنند. اعتماد به نفسی عالی دارند و فکر می‌کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است. نگاه زیبایی به کرانه‌های دور زندگی خود دارند. به سلامت و تندرستی خود می‌اندیشند. ترسی از آینده ندارند. به‌طور معمول، روحیه‌ای بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه‌های آن لذت می‌برند.
انسان نوع دو: ویژگی‌های منفی دارند. منفی می‌نگرند. منفی می‌اندیشند، ناامیدانه فکر می‌کنند. به‌طور مرتب به نارسایی‌های زندگی تمرکز می‌کنند. به خاطرات منفی گذشته نگاه می‌کنند. خیال‌های منفی برای آینده خود تصویر می‌کنند. چنین انسان‌هایی اغلب روحیه‌ای افسرده و غمگین دارند و در نتیجه چهره‌ای عبوس و گرفته دارند و به گونه‌ای از لحظه‌های زندگی رنج می‌برند. مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده وضعیت‌تان، روحیه شما است که در هر لحظه چه احساسی دارید. روحیه، مهم‌ترین عامل خلق پدیده‌ها است. روحیه عالی و زیبا مساوی است با اندیشه زیبا و اندیشه زیبا مساوی است با رسیدن به دستاوردهای عالی و زیبا.

مطالب فوق چکیده ای از کارگاه مهارت های زندگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.

افسردگی در زنان

۷۴ بازديد

افسردگی-مهدی صارمی نژاد مشاور شیرازافسردگی در زنان حدود دو برابر بیشتر از مردان اتفاق می‌افتد.
در این مقاله به بررسی عوامل و علل افسردگی در زنان میپردازیم که برگرفته از کارگاه آشنایی با افسردگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.

عوامل بیولوژیکی، هورمونی، ژنتیکی، روانشناختی و اجتماعی ممکن است با این نرخ بالای افسردگی در ارتباط باشند.

تغییرات هورمونی در دوران قاعدگی، بارداری، شیردهی و یائسگی، می‌تواند اثر زیادی در وقوع افسردگی داشته باشد.

عوامل روانشناختی مانند استرس، ترس، اضطراب و تجربه رویدادهای ناگوار نیز می‌توانند موجب بروز افسردگی دربانوان شود.

علاوه بر این، عوامل اجتماعی مانند نقش‌ها و انتظارات اجتماعی، فشارهای خانوادگی، اختلال در روابط و… نیز می‌توانند در افزایش خطر افسردگی در میان زنان نقش داشته باشند.

 

در حال حاضر دانشمندان در حال تحقیق بر روی این موضوع هستند که چرخه‌های هورمونی چگونه باعث ایجاد حالت‌های افسردگی می‌شوند. برخی از زنان ممکن است مستعد نوع شدید سندرم پیش از قاعدگی که به آن اختلال دیسفوریای پیش از قاعدگی (PMDD)گفته می‌شود، باشند. زنان در معرض افسردگی پس از زایمان به سبب تغییرات هورمونی و فیزیکی همراه با مسئولیت جدید در نگهداری از یک نوزاد بی‌پناه، نیز هستند. بسیاری از زنان نیز با اضطراب‌های مزمنی از قبیل شغل‌های موقت و مسئولیت‌های خانه، تک والد بودن، سوء استفاده‌ی خانگی و نگهداری از کودکان و والدین پیر، مواجهند.

تحقیقات جاری در حال بررسی علت این است که چرا برخی افراد در مواجهه با چالش‌های بزرگ دچار افسردگی می‌شوند ولی سایر افراد در مواجهه با همان چالش‌ها مشکلی پیدا نمی‌کنند.

 

علائم افسردگی در زنان شامل علائم عاطفی، علائم فیزیکی و علائم رفتاری می‌شود.

علائم عاطفی افسردگی در زنان

  • احساس گناه: زنانی که معمولا وظیفه مراقبت از دیگران را بر عهده دارند، بیشتر از مردان، احساس گناه را به عنوان بخشی از افسردگی تجربه می کنند.
  • احساس بی ارزشی: همراه با تمایل به بیش از حد انتقادی نسبت به خود. درحقیقت زنان مبتلا به افسردگی تمایل به تجربه سطوح بالاتری از خود بیزاری و قضاوت دارند.
  • نا امیدی: اعتقاد به وضعیت افسردگی فعلی آنها از اینجا به بعد بدون هیچ امکانی برای تسکین، واقعیت آنها خواهد بود؛ و احساس می کنند که هیچگاه از این وضعیت بیرون نخواهند امد.
  • نوسانات خلقی: در نوسان بین جهش های شدید شور و افت کامل انرژی.

علائِم رفتاری افسردگی در زنان

  • گریه کردن بدون دلیل خاصی
  • از دست دادن اشتها
  • فقدان شادی، به‌ویژه عدم لذت بردن از سرگرمی‌ها یا سرگرمی‌های مورد علاقه قبلی

علائم فیزیکی افسردگی در زنان

  • کاهش وزن شدید در صورت عدم رژیم غذایی یا بیماری جسمی
  • دردهای فیزیکی مانند سردرد، دل درد یا حساس شدن سینه ها
  • احساس ضعف یا خستگی بدون هیچ دلیل روشنی
  • مشکل در خوابیدن، بیدار شدن مکرر یا بیدار شدن در صبح، احساس کمبود خواب

در درمان افسردگی خوشبختانه تعدادی از گزینه های درمانی برای افسردگی شدید وجود دارد. روانشناس شما می تواند به شما کمک کند تا بر اساس علائم شما بهترین گزینه درمان را برای شما انتخاب کند.

 

برای دیدن مقالات بیشتر در زمینه روانشناسی علمی اینجا کلیک کنید.

چرا NLP مفید است ؟

۵۴ بازديد

ان ال پی2-مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
مطالب زیر برگرفته از کارگاه ان ال پی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.

NLP می‌تواند به ما کمک کند تا مهارت‌های ارتباطی و تاثیرگذاری خود را به‌طور قابل توجهی بهبود بخشیم. کریس وایدنر نویسنده کتاب هنر تاثیرگذاری معتقد است متقاعد کردن دیگران را باید از خودتان شروع کنید.

گفتیم آنچه ان . ال . پی را از رشته های دیگر متمایز می کند ، تمرکز آن بر الگوسازی است . به طور خلاصه ، الگوسازی کسب مجموعه ای از الگوها در ان . ال . پی است ؛ الگوها نشان دهنده ی چگونگی عمل افراد به بهترین صورت می باشند و نشان می دهند انسان ها چگونه از تجربه ی افراد موفق استفاده می نمایند تا به پیشرفت نایل شوند .
ویژگی های مشخص ان . ال . پی اجرای تکنیک های خاص برای تحلیل اجزای عملکرد و چگونگی تحلیل پردازش اطلاعات و روش های به کارگیری راهبردهای پیشرفت می باشد . ان ال پی تحلیل تمام حوزه های عملکرد فردی و حرفه ای مانند : انگیزش ، یاد گیری ، تداوم سلامت ، فعالیت های ورزشی ، ارتباطات ، مذاکره ، سخنرانی در مکان های عمومی ، گروه سازی و مدیریت تغییر را در بر می گیرد .

ان ال پی درواقع به ما در انجام این کار کمک می‌کند. همچنین تمرین تکنیک‌های NLP انعطاف‌پذیری و توانایی ما برای تسلط به تغییرات و خلاقیت را افزایش می‌دهد.

استفاده از الگوها در ان . ال . پی
الگوهای موجود در پیشرفت شامل اهداف ، رفتار، افکار ، باورها ، احساسات و معنویات است ( گوردن ، داویز ، دیلتز ) اگر هر عنصر را یک به یک در نظر بگیریم می توان دید چگونه ان . ال.پی افراد را قادر می سازد تا به بررسی و بهبود عملکردشان بپردازند.

برای دیدن اطلاعات بیشتر درباره ان ال پی و تاثیر آن بر شخصیت انسانها اینجا کلیک کنید.

اهداف
   اهداف را طوری تعیین کنید که قادر به رسیدن آن در کوتاه مدت باشید.
رفتار
   یاری رساندن به دیگران _ همنوایی با دیگران _ بکارگیری الگوهای زبانی متناسب با شخصیت افراد .استفاده از زبان برای برقراری ارتباط و تاثیر.
 
این جا کیفیت های متعددی وجود دارد که شامل موارد زیر است:


تشخیص شخصیت و الگوهای انگیزشی افراد با استفاده از الگو های زبانی آنان.
تشخیص این که دیگران به چه حواسی وابسته اند ، از طریق گوش دادن ، به کلماتی که آنان به کار می برند.
-  
توانایی کلی گویی یا جزئی گویی در جای مناسب ، برای کسب نتایج خاص 
-  
استفاده غیرمستقیم از زبان برای تشخیص و تاثیر.
-  
احترام به کلمات و عبارت های دیگران ، چرا که کلمات ، بیانگر تجربه آن ها از واقعیت است.

تفکر
  شامل قدرت تولید و قدرت ادراک است.
عناصر تفکر شامل دیدن ( دیداری ) شنیدن ( تصور صداها یاداشتن گفت و گوهای درونی ) ، تجربه احساسات ( عاطفی یا بساوشی ) و حس کردن بوها یا مزه ها است . در هریک از این حوزه ها ، ان . ال . پی کمک می کند تا این افراد متوجه افکارشان باشند و در صورت نیاز آن ها را تغییر دهند.

برای مثال ممکن است از کسی بخواهید درباره گلی فکر کند ابتدا او می تواند ، تصور کند که گل چگونه است ؛ سپس او بوی آن را در نظر می آورد. آنگاه احساس خود درباره ی گل را به ذهن آورد و در آخر مزه آن را تصور کند . بعضی گل ها خوراکی هستند . تا این جا تجربه فرد از گل تقلید از واقعیت بوده است .
شما از فردی بخواهید که گل واقعی را تصور کند آن گونه که قابل ادراک است ؛ تجربه ی ذهنی خود را تغییر دهد تا چیز کاملا جدیدی را در تصور خود ایجاد کند . برای مثال شما ممکن است از او بخواهید که گلی را با رنگ ، اندازه و بوی متفاوت و غیره تصور کند . توانایی ذهن برای انجام دادن این تغییرات ، اساس یادگیری و نوآوری است و اگر شما تجربه کافی نداشته باشید ممکن است با تغییرات به وجود آمده حاصل از تغییرات ذهنی شگفت زده شوید .
توانایی تغییر حواس در ان . ال .پی افراد را قادر می سازد تا تجربیات کم و بیش خوشایندی را در خود ایجاد کنند و اگر از ایجاد تجربه ای ناخوشایند در ان . ال .پی شگفت زده هستند ؛ به چگونگی آموزش افراد برای دور نگه داشتن دستان خود از آتش ، یا به چگونگی مطمئن ساختن افراد برای دوری کردن از رانندگی بعد از مصرف مشروبات الکلی فکر کنند.

برای دیدن مطالب بیشتر در زمینه ان ال پی و تاثیر آن بر شخصیت انسانها اینجا کلیک کنید.


احساسات
   روش دیگری که در ان . ال .پی با عواطف پیوند دارد از طریق ارتباط آن با رفتار است . از آنجا که ارتباط نزدیکی بین بدن و ذهن وجود دارد ؛ ایجاد تغییرات ذهنی با تغییر موقعیت بدن ، یک نمونه از این نوع ارتباط است .
 اغلب مردم از روی عادت موقعیت های مختلفی در ارتباط با حالت های عاطفی متفاوت دارند ، برای مثال وقتی که آن ها پر انرژی هستند ، فضای بیشتر و هنگام نگرانی ، فضای کمی را اشغال می کنند . با تغییر موقعیت بدن ، امکان تغییر افکار و احساسات وجود دارد .

باورها / ارزش ها / فرض ها
  یکی از نقاط قوت ان . ال . پی توانایی آن برای تحت تاثیر قراردادن تغییر سطوح اساسی است . اگر چه آموزش مهارت های جدید؛ تغییراتی را به وجود می آورد ، ولی این باورها ، ارزش ها و فرض هایی هستند که اساس هر فرد را تشکیل می دهند.
نشان دادن یک گوجه فرنگی سبز به فردی که باور می کند گوجه فرنگی ها همیشه قرمز هستند و یا تشویق فردی از اقلیتی برای درخواست شغلی که باور نمی کرد ، به آن شغل دست یابد ؛ از جمله این موارد است .

معنویت
ان . ال . پی راه های کاوش ماورای تجربه های زندگی روزمره را نیز تحت تاثیر قرار می دهد . بعد معنوی مفهومی نسبتا متفاوت از مفاهیم دیگر مثل : افکار ، احساسات ، رفتار و باورهاست که مورد بحث قرار می گیرد ؛ بنابراین انتقال این مفاهیم به دلیل این که مردم فهم یکسانی از آن ها دارند آسان تر است.
 
برای مثال در بحث سنجش میزان توجه یا عدم توجه دانش آموز کارنسبتا آسانی است . با این وجود با معنویت ، تجربه هر فردی درونی و منحصر به فرد است و کلمات برای بیان آن محدود است.

برای مثال دو فرد ممکن است از منطقه ای در خارج از شهر دیدن کنند و ازمناظر ، صداهای حیوانات تابش آفتاب واز بوهای خوش آنجا لذت ببرند یکی از آن ها ممکن است ، به سادگی روز خوبی  را در بیرون از منزل تجربه کند ، ولی برایشخص دیگر بیرون بودن از خانه به منزله آگاهی از چیزی ماورای تجربه او باشد . شاید دیدن آن منطقه احساس دست یافتن به چیزی ، احساس یکپارچگی ، احساس قدرت یا کیفیتی باشد که حواس او را اشباع می کند . اگر چه شخص دوم کاملا از این تجربه فردی آگاه باشد توضیح آن در زبان روزمره برای او دشوار است . برخلاف چنین محدودیت هایی بسیاری از افرادی که با ان . ال .پی کار می کنند . به افراد دیگر کمک می کنند تا حس و آگاهی معنوی خود را توسعه بخشند.

 

ان ال پی (NLP) چیست؟

۵۲ بازديد

 ان ال پی-مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز

NLP مخفف Neuro Linguistic Programming به معنای "برنامه ریزی عصبی کلامی" است . در واقع دانش تاثیر زبان شفاهی و غیر شفاهی (رفتار غیر کلامی ) بر دستگاه اعصاب است که منظور از زبان غیر کلامی ، تغییرات فیزیکی و رفتار چون حرکت چشم، دست و پا و نظایر آن است. در این علم شما با تجسم خلاق و اجرای برخی تکنیک ها براحتی سیستم عصبی خود را تغییر می دهید.

قبل از ادامه بیایید باهم تمرینی انجام دهیم. لطفا چشم ها را ببندید (البته بعد از خواندن این متن) سپس در تصور خود  از یخچال یک لیمو ترش را برداشته و با کارد به دو نیم تقسیم کنید. یک تکه را در دهان گذاشته و بین دندانها فشار دهید. در این حال مزه ترشی لیمو را حس خواهید کرد. میبینید!! در حال اجرای این تمرین، بزاغ دهان شما ترشح شده و کاملا حس خوردن لیمو تداعی می شود. این تمرین نشانگر این است که ما میتوانیم بصورت آگاهانه روی ذهن خود و اطرافیان تاثیر بگذاریم.

ان ال پی به زبان ساده یعنی چگونه به ذهن خود بگوییم رفتار کند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که تصمیم بگیرید یک روز صبح زود از خواب بیدار شوید و به مسافرت و یا تفریح بپردازید. اگر دقت کنید شوق بیدار شدن و تصاویر مربوطه انگیزه زیادی را در شما ایجاد میکند و مثلا اگر تصمیم داشته باشید که فردا 6 صبح از خواب بیدار شوید، تقریبا نیم ساعت زودتر از خواب بر می خیزید. زیرا ضمیر ناخوداگاه این پیام را دریافت کرده است که این کار را انجام دهد. حال اگر بتوانیم از این مشخصه ناخودآگاه برای تغییر عادات و رفتار استفاده کنیم و انتظار خود را به زبان قابل فهم تر به ذهن اعلام کنیم، به نتایج فوق العاده ای دست خواهیم یافت.

ان . ال . پی  روش هایی را در اختیار فرد قرار می دهد و به او کمک می کند تا در انجام دادن کارهایش تواناتر باشد و افکار ، احساسات و اعمالش را بیشتر مهار کند ، به زندگی خوش بین باشد و بهتر بتواند به نتایج خود دست یابد.

برای دیدن اطلاعات بیشتر درباره ان ال پی و تاثیر آن بر شخصیت انسانها اینجا کلیک کنید.

 

ان . ال . پی بر پایه ی عملکرد و اصولی استوار است که در زیر به بعضی از آن ها اشاره شده است:

  • مطلوبیت عملی ، می تواند مورد بررسی قرار گیرد و از فردی به فرد دیگر انتقال یابد.
  • عملکرد مطلوب به رشد مهارت ها و رشد حالات جسمی و ذهنی سازگار ، نیاز دارد . 
  • حالات فیزیکی و ذهنی ، می تواند به عناصر متمایز و کوچک تقسیم شود و تغییر پیدا کند تا نتایج مطلوب را به دست آورد .

آنچه ان . ال . پی را از رشته های دیگر متمایز می کند ، تمرکز آن بر الگوسازی است . به طور خلاصه ، الگوسازی کسب مجموعه ای از الگوها در ان . ال . پی است.

مطالب فوق برگرفته از کارگاه ان ال پی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.

7 نوع از انواع افسردگی و علائم آنها

۴۹ بازديد

انواع افسردگی-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز
مطالب زیر برگرفته از کارگاه آشنایی با افسردگی استاد مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.


انواع مختلفی از افسردگی وجود دارد که برخی از آنها ناشی از رویدادهای رخ داده در زندگی شما می باشد و برخی دیگر به دلیل تغییرات شیمیایی مغز است.

تفاوتی ندارد که به کدام افسردگی مبتلا باشید، افسردگی در هر فرد جلوه‌ی متفاوتی دارد. اما همه‌ی انواع افسردگی علائمی دارند که می‌تواند روی زندگی روزمره، روابط، کار و زندگی تحصیلی تاثیر بگذارند.

1. اختلال افسردگی اساسی

اختلال افسردگی اساسی،که به نام افسردگی تک قطبی یا بالینی یا عمده نیز شناخته می شود، با احساس مداوم غم و اندوه یا بی علاقگی به محرک بیرونی مشخص می شود.  در صورتیکه پنج یا بیش از پنج نشانه مذکور در ادامه مطلب به مدت بیش از دو هفته در شما وجود داشت، ممکن است به این نوع افسردگی دچار شده باشید. حداقل یکی از علائم باید خلق افسرده یا بی علاقگی به فعالیتها باشد.

  • داشتن خلق پایین به صورت مداوم و پیوسته
  • اختلال‌های خواب
  • بی علاقگی یا عدم لذت بردن از فعالیت های خود
  • خستگی و بی حالی
  • احساس بی ارزشی یا گناه
  • تغییر در اشتها
  • داشتن افکار خودکشی
  • تفکر منفی همراه با عدم ملاحظه راهکارهای مثبت
  • احساس بی قراری یا آشفتگی
  • عدم تمرکز بر موضوعات
  • تحریک پذیری

بر اساس DSM-5، برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی فرد باید حداقل ۵ مورد از علائم بالا را به مدت دو هفته داشته باشد. علاوه بر این باید حالت افسردگی یا بی‌میلی به انجام کارها را هم داشته باشد به گونه‌ای که اثر منفی روی زندگی اجتماعی و کاری‌اش بگذارد.

 

2. اختلال دیس تایمی ( dysthymia) یا اختلال افسردگی مداوم

اختلال افسردگی مداوم نوعی افسردگی طولانی مدت است که سال ها به طول می انجامد و می تواند منجر به اختلال در زندگی روزمره، کار و روابط فرد شود. افراد مبتلا به دیس تایمی، اغلب حتی در موقعیت‌های شادی‌بخش نیز قادر به احساس شاد بودن ندارند. 

باور اصلی بر این است که این اختلال یک اختلال شخصیتی است، اما راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های ذهنی DSM-5 آن را جزو اختلال‌ های افسردگی دسته‌بندی می‌کند.

برای اینکه اختلال افسردگی مداوم برای فردی تشخیص داده شود، باید فرد حداقل به مدت دو سال دو مورد از علامت‌های افسردگی را تجربه کند و بیشتر از دو ماه بین نشانه‌‌ها فاصله نیفتد.

3. اختلال افسردگی پیش از قاعدگی

اختلال نارسایی پیش از قاعدگی، یا PMDD، اختلال خلقی چرخه ای و مبتنی بر هورمون است که شکل شدید و ناتوان کننده سندرم پیش از قاعدگی (PMS) در نظر گرفته می شود. بر اساس مطالعه ای در یک مجله آمریکایی روانپزشکی، با وجودیکه تا 85 درصد زنان PMS را تجربه می کنند، تنها حدود 5 درصد زنان به PMDD مبتلا می شوند.

این مدل افسردگی بیشتر به دلیل افت سطح هورمون‌ها در پی تخمک‌گذاری رخ می‌دهد.

4. اختلال افسردگی فصلی

برخلاف سایر افسردگی ها، تغییرات خلق‌و‌خو و رفتار در این مدل افسردگی اغلب در زمان‌های خاصی از سال اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال، ممکن است شرایط افسردگی را در ابتدای پاییز و زمستان احساس کنید و این علائم در بهار و تابستان کمتر شوند. 

اختلال افسردگی فصلی یکی از انواع اختلال‌های افسردگی اساسی است. به این معنی که علائمی مشابه آن دارد و تنها تفاوتش این است که به جای تمام طول سال فقط در برخی فصل‌های خاص علائمش بروز می‌یابند.

5. افسردگی موقعیتی ( افسردگی واکنشی / اختلال سازگاری )

نوعی افسردگی کوتاه مدت و مرتبط با استرس است که پس از تجربه رویدادی آسیب زا یا یک سری تغییرات در زندگی روزمره خود، رخ می دهد.نمونه ای از تغییراتی که باعث افسردگی موقعیتی می شوند: طلاق، بازنشستگی، از دست دادن دوست، بیماری و مشکلات رابطه ای.

6. اختلال دوقطبی

اختلال دو قطبی که پیش‌تر با عنوان افسردگی شیدایی شناخته می‌شد در واقع یک نوع افسردگی در نظر گرفته نمی‌شود . جز دسته اختلالات شخصیت می باشد. اختلال دوقطبی شامل نوسانات شدید در خلق و خوی و تغییر در انرژی، تفکر، رفتار و خواب است.

 اختلال دوقطبی دارای سه نوع می باشد:

  • اختلال دوقطبی نوع اول؛ افراد مبتلا به این نوع اختلال حداقل یک دوره شیدایی را تجربه کرده‌اند. بسیاری هم دوره‌ی شیدایی و هم دوره‌ی افسردگی داشته‌اند.
  • اختلال دوقطبی نوع دوم؛ این مدل اختلال دو قطبی با الگوی دوره‌های افسردگی و دوره‌های هیپومانیا یا نیمه شیدایی شناخته می‌شود.
  • اختلال سیکلوتیمیک یا خلق ادواری؛ این اختلال شامل دوره‌هایی از نشانه‌های تغییر خلق‌و‌خو به مدت دو سال است که با نشانه‌های کامل دوره‌های افسردگی یا شیدایی مطابقت ندارد.

7. افسردگی پس از زایمان

اندوه پس از زایمان، شایع است و در عرض یک یا دو هفته کاهش می یابد.  این نوع غم و اندوه اغلب به تغییرات هورمونی قابل توجهی نسبت داده می شود که به دنبال زایمان اتفاق می افتد. تقریباً از هر هفت زن، یک زن چیزی شدیدتر از اندوههای عادی را تجربه خواهد کرد. در صورتی که پس از دو هفته احساس افسردگی، تهی بودن یا ناامیدی از بین نرود، فرد به افسردگی پس از زایمان مبتلا شده

بعضی از نشانه‌های افسردگی پس از زایمان عبارت‌اند از:

  • داشتن احساس ناامیدی، خستگی یا ناراحتی پس از زایمان
  • کمبود انرژی و انگیزه
  • علاقه‌ی کم به کودک
  • گریه‌ی مداوم
  • تغییرات در عادت‌های غذا خوردن
  • مشکل داشتن در حافظه یا تصمیم‌گیری
  • داشتن افکار آسیب زدن به خود یا کودک
  • داشتن دردهای مداوم در شکم یا سر
  • داشتن احساس بی‌ارزشی، گناه یا مادر بد بودن

 

در صورتی که به هر کدام از انواع افسردگی مبتلا هستید بدانید که تنها نیستید. بیشتر از ۲۶۴ میلیون نفر در سراسر جهان به افسردگی مبتلا هستند.

و برای تشخیص باید به یک پزشک یا متخصص سلامت روان مراجعه کنید تا بهترین روش‌ درمان را تشخیص دهد.

افسردگی و علاِئم آن

۷۲ بازديد

مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
افسردگی چیست؟

افسردگی نوعی اختلال خلقی و رفتاری است که باعث می‌شود فرد مبتلا در کوتاه‌مدت یا بلندمدت احساس غم و اندوه و همچنین از دست دادن علاقه را تجربه کند. این اختلال را با عنوان افسردگی بالینی نیز معرفی می‌کنند. این اختلال روانی بر رفتار و تفکر بیمار تأثیر مخربی می‌گذارد. هرچه این بیماری تشدید شود و تبدیل به افسردگی شدید شود و نسبت به کنترل آن اقدام تخصصی صورت نگیرد ممکن است بیمار را بیشتر با مشکلات عاطفی و جسمی درگیر کند.

 

افسردگی چه علائمی دارد؟

احساس غم عمیق

یکی از علائم افسردگی احساس غمی عمیق است. بیمار شاید بدون دلیل یا تنها به یک دلیل خیلی جزئی احساس غم شدیدی داشته باشد، مرتباً گریه کند و یا احساس پوچی و ناامیدی بر او چیره شود.

از دست دادن احساس علاقه

گاهی یا اغلب مواقع بیمار کاملاً علاقه خود نسبت به انجام هرگونه فعالیتی را از دست می‌دهد. او حتی نسبت به انجام معدود فعالیت‌هایی که خوشحالش می‌کنند نیز احساس خوشایندی ندارد. به‌عنوان‌ مثال از رابطه جنسی با همسر خود امتناع می‌کند، سرگرمی‌هایی که دوست دارد را دنبال نمی‌کند و دیگر ورزش موردعلاقه خود را انجام نمی‌دهد.

 

کند شدن

یکی دیگر از علائم افسردگی کند شدن فرد در انجام کارهای خود است. منظور از کند شدن به این معناست که فرد هم‌زمان در تفکر کردن و صحبت کردن بسیار کند می‌شود و نمی‌تواند در زمان مناسب واکنش لازم را نشان دهد.

 

خستگی شدید

خوب است بدانید که احساس خستگی و کمبود انرژی مداوم یکی از شایع‌ترین علائم افسردگی است. البته باید بگوییم که تفاوت خستگی فرد افسرده با کسی که به دلایل دیگر خسته است، این است که حتی برای انجام کارهای خیلی جزئی نیز باید مدت‌زمان زیادی تلاش کند.

خشم عمیق

بیمار شاید مرتباً در خود طغیان خشم را احساس کند و یا اینکه این حالت را در او ببینید. او بسیار تحریک‌پذیر است و هم‌زمان احساس ناامیدی شدیدی دارد. حتی بر سر مسائل کوچک نیز خیلی زود ناامید می‌شود و هم‌زمان خشم عمیقی را تجربه می‌کند.

دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری

بیمار مبتلا به افسردگی در فکر کردن، تمرکز کردن، تصمیم‌گیری و به خاطر سپردن مشکل دارد. این علائم در او با اضطراب و استرس یا قرار گرفتن در موقعیت‌های خاص تشدید می‌شود.

اختلال در خواب

اختلال در خواب یکی دیگر از شایع‌ترین علائم افسردگی به‌ شمار می‌رود. اکثر بیماران مبتلا به افسردگی بالینی از این نشانه رنج می‌برند. بیمار یا بیش از حدود نرمال می‌خوابد و یا اینکه در طول شب بیدار می‌ماند.

مشکلات فیزیکی

گاهی بیمار مبتلا به افسردگی مشکلات فیزیکی غیرقابل توضیحی را تجربه می‌کند. به‌عنوان‌مثال بدون اینکه دلیلی داشته باشد دچار سردرد یا کمردرد می‌شود.

کاهش و افزایش وزن

این نشانه در افراد افسرده متغیر است و دسته‌ای در اثر افسردگی دچار افزایش وزن می‌شوند و دسته‌ای کاهش وزن.

اضطراب

اضطراب و نگرانی به مقدار خیلی کم چندان نگران‌کننده نیست و افراد را نسبت به خطرات و موقعیت‌های آسیب‌زا هوشیار می‌کند. اما اگر اضطراب برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و سبب بی‌قراری و پریشان‌حالی فرد شود، می‌تواند آن را علامتی از بروز افسردگی تلقی کرد.

احساس بی‌ارزشی

بیمار مبتلا به افسردگی مرتباً خود را سرزنش می‌کند و شکست‌های گذشته را مرور می‌کند. در نتیجه احساس بی‌ارزشی و گناه بر بیمار چیره می‌شود.

افکار مسموم

افکاری هستند که در ذهن فرد مبتلا به افسردگی مرتباً تکرار می‌شوند. حتی گاهی برای مدت طولانی بیمار به مرگ فکر می‌کند. او افکار خودکشی، اقدام به خودکشی و پایان دادن به زندگی را مرتباً در ذهن خود مرور کرده و زنده نگه می‌دارد.

 

برگرفته از کارگاه آشنایی با افسردگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز