مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی شیراز

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

عزت نفس چیست و چگونه می توان آن را تقویت کرد؟

۶۲ بازديد
عزت نفس-مهدی صارمی نژاد

عزت نفس یا همان حرمت نفس (Self Steem) مفهومی است که به نسبت اعتماد به نفس تعریف پیچیده‌تر و غیر قابل لمس‌تری دارد.

عزت نفس، مفهوم چند بعدی است که نشان‌ دهنده ارزش و احترامی است که فرد به خود اختصاص می ‌دهد. این مفهوم از نگاه داخلی فردی به وجود می ‌آید و بر تصمیم ‌ها، احساسات و رفتارهای او تاثیر می‌ گذارد. کلمه "عزت" به معنای ارزیابی، ارزش، اندازه یا برآورد اشاره دارد.

تحقیقات نشان داده‌اند عزت نفس با سلامت روان رابطه مستقیمی دارد.
بنابراین، عزت نفس به عنوان ارزیابی خود از ارزش شخصی به وجود می‌ آید. عزت نفس نتیجه تجربیات زندگی و تعاملات فرد با دیگران است. افرادی که عزت نفس قوی دارند، به ارتباطات مثبت با دنیای اطراف خود می‌ پردازند و از تجارب جدید استقبال می ‌کنند.
همانطور که گفته شد، عزت نفس اصطلاحی است که در روانشناسی به میزان ارزشی که یک فرد برای خود قائل می‌شود اطلاق می‌گردد. این احساس درونی نحوه ارزش‌گذاری و درک شما را از خودتان نشان می‌دهد.
درواقع اگر بخواهیم بگوییم «عزت نفس یعنی چه» باید آن را مشابه احترام به خود بدانیم که در اصل سطح اعتماد شما به توانایی‌ها و ویژگی‌های‌تان را توصیف می‌کند.


در ادامه به معرفی و توضیح راه های تقویت عزت نفس می پردازیم که برگرفته از کارگاه عزت نفس مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی و مشاور شیراز می باشد:


1. شناخت و پذیرش خود: نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و بپذیرید. تلاش کنید روی نقاط قوت خود تمرکز کنید و آنها را تقویت کنید.

2. تعیین اهداف واقعی: اهداف کوتاه‌مدت و قابل دسترس برای خود تعیین کنید. دستیابی به این هدف های کوچک باعث افزایش اعتماد به نفس و احساس موفقیت می‌شود.

3. خودگفتاری مثبت: به جای انتقاد از خود، با خود به شیوه‌ای مثبت و مهربانانه صحبت کنید. افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنید.

4. مراقبت از خود: به سلامت جسمانی و روانی خود اهمیت دهید. ورزش منظم، تغذیه سالم، خواب کافی و فعالیت‌های آرامش‌بخش مانند مدیتیشن یا یوگا می‌توانند به بهبود عزت نفس کمک کنند.

5. ایجاد روابط سالم: با افرادی که به شما احترام می‌گذارند و از شما حمایت می‌کنند، ارتباط برقرار کنید و در ارتباط بمانید.

6. یادگیری و توسعه مهارت‌ها: سعی کنید به طور مداوم در حال یادگیری و کسب مهارت‌های جدید باشید. این کار باعث افزایش احساس کارآمدی و ارزشمندی می‌شود.

7. مواجهه با ترس‌ها: با ترس‌ها و چالش‌های خود روبرو شوید و سعی کنید آنها را مدیریت کنید. هر بار که از ترسی عبور می‌کنید، عزت نفس شما افزایش می‌یابد.

8. کمک به دیگران: کمک به دیگران و مشارکت در فعالیت‌های جمعی می‌تواند به افزایش احساس ارزشمندی و عزت نفس کمک کند.

9.همچنین فعالیت در رشته های ورزشی میتواند عزت نفس را تا حد زیادی تقویت کند.
برای اطلاع از بهترین ورزش ها برای تقویت عزت نفس اینجا کلیک کنید.

با تمرین و پیگیری این راهکارها، می‌توانید به تدریج عزت نفس خود را افزایش دهید و به یک زندگی شادتر و موفق‌تر دست یابید.

چرا اهمال کاری می کنیم؟

۴۸ بازديد
اهمال کاری-دکتر مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز

برای بسیاری از افراد اهمال کاری و به تعویق انداختن آن‌ها، صرف‌نظر از گفته‌هایشان، به معنای تنبلی نیست. در حقیقت، زمانی به این رفتار گرایش داریم که برای مدت زیادی درگیر انجام کار بوده‌ایم و درست در بازه‌ی زمانی قبل از تحویل کارها (deadline) قرار گرفته‌ایم.
 
به تعویق انداختن کار تا آخرین لحظه یا صبر کردن تا گذشتن از مهلت آن‌ها، اهمال کاری است.

به گفته جوزف فراری، نویسنده کتاب «هنوز هم اهمالکاری: راهنمای بدون پشیمانی برای انجام آن» , استاد روانشناسی در دانشگاه دیپائول شیکاگو، حدود ۲۰ درصد از بزرگسالان ایالات متحده دچار اهمال کاری مزمن هستند.

اهمال‌کاری یا تعویق انداختن کارها دلایل مختلفی دارد که شامل عوامل روان‌شناختی، احساسی و محیطی می‌شود.
در زیر به برخی از مهم‌ترین دلایل اهمال‌کاری اشاره می‌کنم:
 
1. ترس از شکست: برخی افراد از ترس اینکه نتوانند کار را به خوبی انجام دهند، آن را به تعویق می‌اندازند. این ترس از شکست می‌تواند باعث کاهش انگیزه و افزایش اهمال‌کاری شود.
 
2. ترس از تصمیم گیری: ترس از تصمیم گیری اشتباه باعث به تعویق افتادن کارها می شود.هرچه زودتر بعد از جمع آوری اطلاعات کافی برای موضوعی تصمیم بگیریم زودتر به نتیجه میرسیم.

3. کمال‌گرایی: افراد کمال‌گرا اغلب اوقات کار را به زمان دیگری موکول کنند.چون قصد دارند در زمان مناسب و به بهترین شکل آن را انجام دهند و همین موضوع باعث میشود کارها را به تعویق بیاندازند و از عملکرد خود رضایت نداشته باشند.
 
4. مدیریت زمان و برنامه ریزی ضعیف: نداشتن برنامه‌ریزی مناسب و مدیریت زمان به مرور سبب به تعویق انداختن کارها میشود. هرچه اهداف ما واقع گرایانه تر باشد احتمال اهمال کاری کمتر است .
 
5. بی‌انگیزگی: عدم علاقه به کار یا نداشتن انگیزه کافی برای انجام آن می‌تواند باعث اهمال‌کاری شود. وقتی کاری برای فرد جذابیت ندارد، او تمایل دارد آن را به تعویق بیندازد.
 
6. حواس‌پرتی و عوامل مزاحم: محیط‌های پر از حواس‌پرتی و وجود عوامل مزاحم مانند شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه و... می‌تواند باعث کاهش تمرکز و تعویق کارها شود.
 
7. استرس و اضطراب: احساس استرس و اضطراب در مورد انجام کارها می‌تواند باعث شود که فرد از انجام آنها خودداری کند و به تعویق بیندازد.
 
8. عادت‌های نامناسب: گاهی اوقات اهمال‌کاری به دلیل عادت‌های نامناسب و الگوهای رفتاری نادرست ایجاد می‌شود. این عادت‌ها می‌توانند به مرور زمان تقویت شده و تغییرشان دشوار باشد.
 
9. کمبود انرژی: خستگی جسمانی و روحی می‌تواند باعث کاهش انگیزه و توان برای انجام کارها شود و فرد را به تعویق انداختن آنها وادار کند.
 
برای مقابله با اهمال‌کاری، می‌توانید از راهکارهایی مانند تعیین اهداف کوچک و قابل دسترس، ایجاد برنامه‌ریزی مناسب، مدیریت زمان، کاهش حواس‌پرتی‌ها، افزایش انگیزه و تمرین خودکنترلی استفاده کنید. همچنین، در صورت نیاز می‌توانید از کمک متخصصان مشاوره و روان‌شناسی بهره‌مند شوید.

حسادت چیست و چگونه میتوان آن را کنترل کرد؟

۴۷ بازديد

حسادت-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز

حسادت یک احساس یا واکنش عاطفی است که زمانی رخ می‌دهد که فرد احساس می‌کند دارایی، موفقیت، یا ویژگی‌های مثبت دیگری که در دیگران می‌بیند، باید متعلق به او باشد. این احساس می‌تواند ناشی از ترکیبی از احساسات مانند ترس، ناامنی، خودکم‌بینی و خشم باشد.احساس حسادت ممکن است در افراد با هر سنی، جنسیتی، و گرایش های جنسی اتفاق بیفتد.

حسادت میتواند تقریبا در هر نوع روابط انسانی ایجاد شود، از خواهر و برادرانی که برای جلب توجه والدین با هم رقابت می کنند تا همکارانی که تلاش می کنند تا یک رئیس محترم را تحت تاثیر قرار دهند.

اگر چه احساس حسادت یک تجربه هیجانی دردناک است، اما روانشناسان تکاملی آن را نه به عنوان یک احساس سرکوب شده بلکه به عنوان یک سیگنال یا یک هشدار می دانند. 

حسادت در واقع نوعی حواس پرتی است که بر توانایی افراد برای پردازش اطلاعات همراه با خونسردی که برای انتخاب های منطقی ضروری است تأثیر می گذارد. در حسادت خاموش، افراد تلاشی برای تخریب، شایعه پراکنی یا تلاش برای مسموم کردن شهرت فرد مورد نظر نمی کنند. اما فکر و ذهن آنها درگیر افکار مزاحمی می شود که باعث عدم تمرکز و حواس پرتی می شود.

 

 فروید فکر نمی کند که حسادت همیشه کاملا منطقی است. او فکر می کند که می تواند به طور عادی، فرافکنده شده یا به صورت هذیان باشد.

حسادت عادی یا نرمال، مطابق نظر فروید ماهیتی رقابتی دارد.

بنابراین، به احتمال زیاد نیاز به یک مولفه ی انگیزشی دارد، و این باعث می شود که شما به دنبال جلب علاقه شریک عشقی خود باشید یا انتقام بگیرید.

حسادت فرافکنی شده، حسادتی است که ناشی از خیانت یا افکار و تصورات شما از خیانت آن فرد است.

چرا که شما این افکار را دارید.

برای مثال : شما نشانه هایی را به طور اشتباه برداشت می کنید، درصورتی که این نشانه ها واقعا نشانه ای از خیانت شریک عشقی شما نیستند.

یا شما حالت و نشانه هایی را اشتباه برداشت می کنید و تصور میکنید که یک فردی دارد تلاش می کند تا شریک عشقی شما را اغوا کند.

در نهایت، حسادت هذیانی که نوعی از پارانویا هست.

اگر شما احساس حسادت دارید به این دلیل است که شما باور دارید که پارتنرتان در حال خیانت است یا در آینده نزدیک خیانت می کند، با وجود اینکه هیچ شواهدی در این زمینه وجود ندارد.

در این حالت، شما از حسادت هذیانی رنج می برید.

 

 علل حسادت:

1. مقایسه اجتماعی: مقایسه خود با دیگران و احساس کمبود نسبت به آن‌ها.
2. احساس عدم کفایت: احساس ناتوانی در رسیدن به اهداف یا داشتن ویژگی‌هایی که دیگران دارند.
3. ترس از دست دادن: نگرانی از اینکه فرد چیزی ارزشمند را به دیگری از دست دهد.

 

روش‌های مدیریت حسادت:

هر چند که حسادت می تواند ارزشمند باشد، همچنین می تواند باعث ایجاد رفتار های مخرب شود.

این احساس می تواند کسی را وادار کند که وسواس ارتباط پیدا کند و محل زندگی دیگران را تحت نظر داشته باشد.

همچنین باعث کاهش اعتماد به نفس فرد می شود، و یا حتی باعث می شود که با خشونت رفتار کند.

کاوش در احساساتی که موجب حسادت می شوند، می تواند به خود تاملی کمک کند و همچنین می تواند به پیشرفت مهارت های مقابله ای درونی کمک کند.

داشته هایتان را به خودتان یاداوری کنید و قدر آنچه را دارید بدانید و برای افزایش عزت نفس، روی توانایی های خود تمرکز کنید. این جهت گیری به شما کمک می کند موفقیت دیگران را بپذیرید.

مقایسه‌ها فقط احساس بدی در شما ایجاد می‌کنند.بجای اینکار،  وضعیت فعلی خود را نسبت به گذشته خود بررسی کنید تا درک کنید که چقدر پیشرفت کرده اید.

در رابطه عاطفی، صادق بودن با طرف مقابل در مورد احساسات می تواند موجب گفتگو های موثر شود.

گفتگو های موثر راجع به مشکلات رابطه و احساسات شما باعث می شود که در مورد چگونگی ترمیم رابطه با شریک عشقی تان به توافق برسید.

 

کلام آخر  

 

در نهایت، حسادت یک احساس طبیعی است که همه انسان‌ها ممکن است در برهه‌هایی از زندگی تجربه کنند، اما با شناخت و مدیریت آن می‌توان بهبود روابط و زندگی شخصی را تجربه کرد.

چنانچه در تعدیل احساس حسادت تان نیاز به کمک تخصصی دارید،  می توانید از خدمات رواندرمانی و روانکاوی کلینیک صارمی نژاد به صورت آنلاین یا حضوری استفاده کنید.

 

نشخوار فکری چیست؟ و چگونه میتوان آن را کنترل کرد؟

۶۸ بازديد

نشخوار فکری-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز

نشخوار فکری به معنای تکرار و تحلیل افکار منفی و نگرانی‌ها است بدون اینکه اقدامی برای ایجاد تغییرات مثبت صورت بگیرد که می‌تواند به اضطراب و استرس منجر شود. متوقف کردن یک توپ در ابتدای حرکتش وقتی که از سراشیبی به پایین میغلتد بسیار آسان‌تر از زمانی است که سرعت گرفته است. به همین صورت توقف اینگونه افکار نیز در ابتدای شکل‌گیری آسان‌تر است.کنترل نشخوار فکری نیازمند تمرین و استفاده از تکنیک‌های مختلف است.

در اینجا به چند راهکار برای مدیریت و کنترل نشخوار فکری اشاره می‌کنیم:

1. آگاهی از افکار:آگاهی از افکار ممکن است در ابتدا دشوار باشد اما اولین قدم برای کنترل نشخوار فکری، شناخت و آگاهی از افکار است. زمانی که متوجه شدید در حال نشخوار فکری هستید، سعی کنید به طور آگاهانه افکار خود را شناسایی و متوقف کنید.نوشتن افکارتان میتواند در شناسایی آنها کمک کننده باشد.

2. تعیین زمان مشخص برای نگرانی: می‌توانید زمانی مشخص در روز را برای نگرانی و فکر کردن به مشکلات اختصاص دهید. مثلاً ۱۵ دقیقه در روز را به این کار اختصاص دهید و خارج از این زمان، تلاش کنید ذهن خود را مشغول نگه دارید.

3. متمرکز شدن بر فعالیت‌های مفید: فعالیت‌هایی که نیاز به تمرکز دارند مانند ورزش، خواندن کتاب، کارهای هنری یا یادگیری یک مهارت جدید می‌تواند به شما کمک کند تا ذهن خود را از افکار منفی منحرف کنید.

4. مدیتیشن و تمرین‌های ذهن‌آگاهی : مدیتیشن و تمرین‌های ذهن‌آگاهی می‌توانند به شما کمک کنند تا در لحظه حاضر بمانید و افکار را به سمت الگو های کمتر منفی هدایت کنید. این تمرین‌ها شامل تنفس عمیق، تمرکز بر لحظه حال و پذیرش افکار بدون قضاوت هستند.

5. نوشتن افکار: نوشتن افکار و احساسات می‌تواند به شما کمک کند تا آنها را از ذهن خود بیرون بریزید و به شکل منطقی‌تری به آنها نگاه کنید. این کار همچنین می‌تواند به شما در شناسایی الگوهای فکری منفی کمک کند.

6. مشغول نگه داشتن ذهن: سعی کنید ذهن خود را با فعالیت‌های مثبت و مفید مشغول نگه دارید. مثلاً با دوستان و خانواده وقت بگذرانید، به فعالیت‌های اجتماعی بپردازید یا به کارهای داوطلبانه مشغول شوید.

7. تغییر زاویه دید: سعی کنید به مسائل از زاویه‌ای متفاوت نگاه کنید و افکار خود را به چالش بکشید. مثلاً به جای تمرکز بر مشکلات، به دنبال راه‌حل‌ها و فرصت‌ها بگردید.

8. ورزش منظم: فعالیت فیزیکی می‌تواند روشی عالی برای پرت کردن حواس از افکار منفی باشد. تحقیقات نشان می‌دهند ورزش می‌تواند این بیماری را در افراد مبتلا به بیماری‌های روانی به‌صورت قابل توجهی کاهش دهد.

9. مراقبت از خود: خواب کافی، تغذیه سالم و مدیریت استرس می‌تواند به کاهش نشخوار فکری کمک کند. تلاش کنید تا به نیازهای جسمی و روانی خود توجه کنید.

این راهکارها می‌توانند به شما کمک کنند تا نشخوار فکری را کاهش دهید و ذهنی آرام‌تر و مثبت‌تر داشته باشید. مهم است که صبور باشید و به خودتان زمان دهید تا این تکنیک‌ها را به مرور زمان به کار ببرید. و در صورت نیار به کمک حتما از یک متخصص کمک بگیرید.

چطور خشم خود را در رابطه بروز دهیم؟

۴۷ بازديد
بروز خشم-دکتر مهدی صارمی نژاد شیراز


بروز خشم در روابط می‌تواند به شیوه‌های مختلفی انجام شود. مهم است که به یاد داشته باشیم که نحوه مدیریت خشم می‌تواند تأثیر زیادی بر سلامت و دوام رابطه داشته باشد. در زیر برخی از شیوه‌های بروز خشم در رابطه آمده است که برگرفته از کارگاه رابطه عاطفی روانشناس بالینی و مشاور شیراز،مهدی صارمی نژاد می باشد:

1. بروز مستقیم
افرادی که خشم خود را به صورت مستقیم بروز می‌دهند، ممکن است فریاد بزنند، بحث کنند یا به صورت کلامی حمله کنند. این روش ممکن است باعث تخلیه فوری احساسات شود، اما اگر با احترام و کنترل نشده باشد، می‌تواند به رابطه آسیب برساند.

2. کنترل شده و سازنده
این روش شامل ابراز خشم به صورت کنترل شده و با هدف حل مسئله است. فرد احساسات خود را به روش‌های محترمانه بیان می‌کند و به دنبال راه‌حل مشترک می‌گردد. این شیوه می‌تواند به تقویت رابطه کمک کند.

3. سرکوب و انکار
برخی افراد خشم خود را سرکوب یا انکار می‌کنند. این ممکن است در کوتاه‌مدت از برخوردهای مستقیم جلوگیری کند، اما در بلندمدت می‌تواند باعث بروز مشکلات بزرگتری شود، زیرا احساسات سرکوب شده ممکن است در زمان‌های نامناسب یا به شکل‌های ناسالم بروز کنند.

4. پرخاشگری منفعلانه
در این شیوه، فرد به جای ابراز مستقیم خشم، از رفتارهای منفعلانه و کنایه‌آمیز استفاده می‌کند. این رفتارها می‌تواند شامل سکوت، طعنه زدن، یا انجام ندادن کارها به قصد آزار باشد. این روش می‌تواند باعث سردرگمی و ناامنی در رابطه شود.

5. واکنش‌های فیزیکی
این نوع بروز خشم می‌تواند شامل پرتاب اشیاء، ضربه زدن یا سایر اشکال خشونت فیزیکی باشد. این روش به شدت مخرب است و می‌تواند به پایان رابطه و آسیب‌های جدی منجر شود.

6. پناه بردن به حمایت‌های خارجی
گاهی افراد برای مواجهه با خشم خود به حمایت‌های خارجی مانند مشاوره، دوستان یا خانواده پناه می‌برند. این می‌تواند مفید باشد اگر به روش‌های سازنده و بدون درگیری بیشتر انجام شود.

راهکار های متفاوتی برای کنترل خشم وجود دارد مانند تکنیک های آرام سازی، یادگیری مهارت های ارتباطی و موثر،مشاوره و ...
اما اولین گام برای کنترل خشم شناخت و آگاهی از آن است.
بسیاری از افراد شیوه ی بروز خشم را جزئی از شخصیت خود می دانند درصورتی که خشم یک احساس است اما شیوه بروز آن به عوامل متفاوتی بستگی دارد و قابل کنترل و مدیریت می باشد.

مدیریت صحیح خشم می‌تواند به بهبود کیفیت روابط و جلوگیری از بروز مشکلات جدی کمک کند.

برای اطلاعات بیشتر و یادگیری نکات مفید درباره ی رابطه عاطفی سالم و موثر بر روی لینک روبرو کلیک کنید: آموزش اصول رابطه سالم با استاد مهدی صارمی نژاد

تاثیر موسیقی بر روی مغز

۵۳ بازديد

تاثیر موسیقی بر مغز-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز
در مقاله های قبل از آناتومی مغز گفتیم. در ادامه به تاثیر موسیقی بر مغز میپردازیم که برگرفته از کارگاه شناخت مغز مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) در شیراز است.

از ده سال پیش تاکنون گروههای تحقیقی متعددی در سراسر جهان تأثیر موسیقی بر مغز انسان را مورد بررسی قرار داده و با مقایسه مغز نوازندگان و افراد عادی به نتایج شگفتآوری دست یافتهاند. تغییرپذیری ساختار و شکل مغز کودکان و حتی بزرگسالان با کمک صوت و ریتم از مهمترین این یافته هاست
.

البته نوع موسیقی در این مورد نقش بسیار مهمی دارد.موسیقی کلاسیک موجب برانگیختن و فعالیت همهٔ قسمتهای مغز می‌شود درحالی‌که موسیقی پاپ کمتر چنین تأثیری را داراست. به ویژه در مغز نوازندگان حرفه‌ای به‌دلیل شروع زودهنگام و طولانی‌مدت فعالیتهای موسیقایی ویژگیهای آناتومی خاصی دیده می‌شود.

معاینات و بررسیهای متعدد(۱)از مغز نوازندگان حرفه‌ای نشان می‌دهد که ماده خاکستری مخچه و ناحیه شنوایی مغز آنان نسبت به افراد غیر موزیسین بیشتر است.

در مغز نوازندگان سازهای زهی و پیانو هم بخشهایی که مسئول کنترل حرکات دست هستند۴۰درصد رشد بیشتری دارند. همچنین جسم پینه‌ای(۲)مغز نوازندگانی که قبل از سن۷سالگی شروع به فراگیری ساز نموده‌اند بزرگ‌تر از سایرین است. از این رو بین دو نیم‌کره و بخشهای مختلف مغز آنان ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار می‌شود.
هر یک از دو نیم‌کره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارد. نیم‌کره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مرکز تعلیم است و نیم‌کره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتکار را هدایت می‌کند. برای استفاده از کل پتانسیل مغز می‌بایست هر دو نیم‌کره با هم هماهنگ باشند.

بر اساس تحقیقی(۳)که توسط آلتن مولر(۴)از انستیتو پزشکی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارک بانگرت(۵)از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد انجام گرفته است، بخش شنوایی و بخشهای حرکتی مغز نوازندگان پیانو کاملا‌ً با یکدیگر مرتبط‌اند به‌طوری‌که تحریک یکی از این دو بخش موجب برانگیختن دیگری می‌شود.

اسکنهای متعدد و الکترو انسفا لوگرافی(EEG)از مغز نوازندگان حرفه‌ای پیانو نشان می‌دهد که تنها حرکت دست نوازنده بر روی کلاویه‌ها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز می‌گردد و بالعکس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریک قسمتهای حرکتی می‌شود.

حتی انگشتان دست برخی از نوازندگان با شنیدن ملودیهای خاصی بی‌اراده حرکت می‌کند. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از۱۰دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد می‌شود که با افزایش تعداد جلسات تثبیت می‌گردد.

البته هنوز به‌طور قطعی مشخص نیست که آیا تمرینات موسیقی عامل ایجاد این ویژگیهاست و یا اینکه ساختار مغز نوازندگان از هنگام تولد با دیگران متفاوت است و این تفاوتها زمینه موفقیت آنان در موسیقی را فراهم می‌سازد.
تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارنده‌ای مانع از بین رفتن سلولهای عصبی در سنین بالا می‌شود. حتی اگر فردی تازه در سن۸۵سالگی شروع به فراگیری ساز نماید سلولهای مغز او ترمیم و بازسازی می‌شود و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش می‌یابد.

در تحقیقی به منظور بررسی اثرات موسیقی بر مغز و رد این فرضیه که نه موسیقی بلکه خانواده و محیط رشد کودک موجب افزایش کارآیی مغز و ضریب هوشی می‌شود، کودکانی از محلات فقیرنشین برلین و از خانواده‌هایی بدون پیشینه فرهنگی غنی مدت شش سال به طور منظم و مداوم در مدرسه تحت آموزش موسیقی قرار گرفتند. در لس‌آنجلس نیز در دانشگاه کالیفرنیا تحقیقی مشابه انجام گرفت.نتایج هر دو بررسی تأثیر مثبت موسیقی بر مؤلفه‌های ضریب هوشی و قدرت تخیل فضایی‌ ـ زمانی انسان را تأیید نمود.

در آزمایشی دیگر در دانشگاه هنگ کنگ‌(۶)،۴۵نوازنده ارکستر بین سنین۶تا۱۵سال از لحاظ قدرت حافظه و به یادسپاری کلمات مورد بررسی قرار گرفتند.محققین پی بردند که کودکان نوازنده نسبت به هم‌سالان غیر نوازنده خود به مراتب لغات بیشتری را به خاطر می‌سپارند و هر قدر زمان عضویت آنان در ارکستر بیشتر است در این زمینه موفق‌ترند.
پس از یک‌سال با انجام مجدد این آزمایش مشخص شد که توانمندی حافظه کودکانی که هنوز نوازنده ارکستر هستند نسبت به سال گذشته افزایش یافته است درحالی‌که حافظه کسانی که از ارکستر جدا شده‌اند در همان سطح باقی مانده است.

آموزش موسیقی و نوازندگی همچنین موجب افزایش پشتکار و قدرت تمرکز شخص و پیگیری اهداف درازمدت می‌گردد. نوازندگی گروهی هم انعطاف‌پذیری، ثبات احساسی و افزایش قابلیتهای اجتماعی را به همراه دارد.

سال۱۹۹۲پرفسور هانس گونتر باستیان(۷)به همراه گروهی از دانشمندان۱۸۰دانش‌آموز بین سنین۶تا۱۲سال را در مدارس ابتدایی برلین به مدت شش سال تحت نظر قرار دادند. آنها پی بردند که کودکان نوازنده به‌خصوص کسانی که قبل از سن۸سالگی شروع به فراگیری ساز نموده‌اند باهو‌ش‌تر و واقع‌بین‌تر از دیگران‌اند و اعتماد‌به‌نفس و قدرت سازگاری بیشتری دارند. این دانش‌آموزان در دروس جغرافی، انگلیسی، آلمانی و ریاضی نمرات بهتری کسب نمود.

 

برای اطلاعات بیشتر در زمینه روانشناسی اینجا کلیک کنید.