دکتر صارمی

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

هنر زندگی در برابر طوفان های زندگی

۳۸ بازديد
رواقی گری- مهدی صارمی نژاد

فلسفه رواقی (استوئیک) یکی از مکاتب فلسفی باستانی است که در قرن سوم قبل از میلاد توسط زنون از کیتیوم در یونان بنیان‌گذاری شد. این فلسفه به انسان‌ها می‌آموزد چگونه با چالش‌ها و مشکلات زندگی مواجه شوند و در شرایط سخت، آرامش و خوشبختی را پیدا کنند.
اصول اصلی فلسفه رواقیون عبارتند از:
 
1. تمایز میان چیزهایی که در کنترل ما هستند و چیزهایی که نیستند: رواقیون اعتقاد دارند که انسان‌ها باید تمرکز خود را روی چیزهایی بگذارند که می‌توانند کنترل کنند (افکار، نگرش‌ها، رفتارها) و از نگرانی در مورد چیزهایی که خارج از کنترل آنهاست (مثل اتفاقات بیرونی، مرگ یا دیگران) پرهیز کنند.
 
 
2. فضیلت به عنوان تنها خیر واقعی: رواقیون می‌گویند که تنها فضیلت (مثل خرد، شجاعت، عدالت و اعتدال) خیر واقعی است. مال و ثروت، شهرت و لذت‌های جسمی مهم نیستند؛ زیرا این‌ها موقتی و قابل تغییر هستند.
 
 
3. آرامش در برابر رویدادهای غیرقابل پیش‌بینی: رواقیون توصیه می‌کنند که انسان‌ها باید در برابر رویدادهای ناگهانی یا ناخوشایند (مانند از دست دادن عزیزان یا شکست‌ها) واکنشی منطقی و آرام داشته باشند و از احساسات منفی و ناپایدار اجتناب کنند.
 
 
4. تمرکز بر زمان حال: آنها معتقدند که باید از گذشته و آینده رهایی پیدا کرد و تمام توجه خود را معطوف به لحظه کنونی کرد.
 
 
5. درک طبیعت و هماهنگی با آن: رواقیون به انسان‌ها توصیه می‌کنند که با طبیعت و جهان هماهنگ شوند و آن را همان‌طور که هست بپذیرند. طبیعت قوانینی دارد و ما باید در چهارچوب آن عمل کنیم.
 
 
 
در کل، فلسفه رواقی به انسان‌ها کمک می‌کند که در مواجهه با ناملایمات زندگی، آرامش درونی خود را حفظ کرده و زندگی معنا‌داری را تجربه کنند.

تروما چه کاری با روان ما میکند؟

۵۴ بازديد
تروما-مهدی صارمی نژاد

تروما باعث میشه رفتار های تکانشی داشته باشیم، یعنی بدون فکر و از روی احساسات لحظه ای عمل میکنیم و بعد، از کرده خودمون پشیمون میشیم

چرا این اتفاق می افته و چه کار کنیم؟

تروما در حوزه روان به شرایط یا حوادثی گفته میشه که اثرات بلند مدت بر روان ما به جا بذارن و تنظیمات سیستم عصبی ما رو به هم بریزن.
ویژگی بارزِ زندگی کردن در یک بدن تروما زده اینه که به طور پیوسته از احساسات و عواطف خودمون فرار میکنیم.
از اونجایی که ممکنه این عواطف بسیار دردناک یا کلافه کننده باشن ما ترجیح میدیم به طور آگاهانه با اونها روبرو نشیم اما این عواطف با همون شدت در بدن ما حضور دارن. مغز ما برای کم کردن فشار ناشی از این عواطف به طور غریزی ما رو به سمت کارهایی که از این فشار رها بشیم میکشونه حتی به صورت موقتی. به همین خاطر تمایل شدیدی برای خرید کردن، الکل، غذا خوردن، وارد شدن در رابطه جدید و ... در خودمون احساس میکنیم.
وقتی ما یاد نگرفته باشیم که به هنگام داشتن عواطف شدید و افکار مزاحم ناشی از اونها چطور آگاهانه خودمون رو آروم کنیم، کنترل اوضاع به دست عواطف ما می افته و نتیجه اون، رفتار های تکانشی بی فکر و نسنجیده میشه.
این رفتار های تکانشی راهکار (سریع و موقتی)مغز ماست تا بدنمون رو از این فشار درونی نجات بده اما مشکلی که وجود داره اینه که این رفتارهای تکانشی در بلند مدت حس و حال مارو بدتر میکنن.
توانایی ما برای تنظیم عواطفمون، فکر کردن به نتیجه رفتارمون و در نظر گرفتن جوانب مختلف بسیار به این بستگی داره که تنظیمات سیستم عصبی ما چطور باشه .ما در حالت پاراسمپاتیک و فعال شدن شاخه شکمی عصب واگ میتونیم این کارها رو انجام بدیم.
در این حالتِ سیستم عصبی هست که ما میتونیم به جای رفتار های تکانشی به قسمت منطقی مغز خودمون دسترسی داشته باشیم.
برای اینکه فعال شدن این حالت از سیستم عصبی ما راحت تر بشه و در نتیجه کمتر گرفتار رفتار های تکانشی بشیم، بدن ما باید خواب و تغذیه مناسب داشته باشه. باید یاد بگیریم چطور از تنفس عمیق برای ایجاد وقفه استفاده کنیم. با این کار راه برای حس کردن و درک کردن عواطف شکل گرفته در درونمون باز میشه.
این کار نیاز به تلاش، تمرین و مقدار زیادی خود شفقتی داره.