صارمی

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

تروما چه کاری با روان ما میکند؟

۵۴ بازديد
تروما-مهدی صارمی نژاد

تروما باعث میشه رفتار های تکانشی داشته باشیم، یعنی بدون فکر و از روی احساسات لحظه ای عمل میکنیم و بعد، از کرده خودمون پشیمون میشیم

چرا این اتفاق می افته و چه کار کنیم؟

تروما در حوزه روان به شرایط یا حوادثی گفته میشه که اثرات بلند مدت بر روان ما به جا بذارن و تنظیمات سیستم عصبی ما رو به هم بریزن.
ویژگی بارزِ زندگی کردن در یک بدن تروما زده اینه که به طور پیوسته از احساسات و عواطف خودمون فرار میکنیم.
از اونجایی که ممکنه این عواطف بسیار دردناک یا کلافه کننده باشن ما ترجیح میدیم به طور آگاهانه با اونها روبرو نشیم اما این عواطف با همون شدت در بدن ما حضور دارن. مغز ما برای کم کردن فشار ناشی از این عواطف به طور غریزی ما رو به سمت کارهایی که از این فشار رها بشیم میکشونه حتی به صورت موقتی. به همین خاطر تمایل شدیدی برای خرید کردن، الکل، غذا خوردن، وارد شدن در رابطه جدید و ... در خودمون احساس میکنیم.
وقتی ما یاد نگرفته باشیم که به هنگام داشتن عواطف شدید و افکار مزاحم ناشی از اونها چطور آگاهانه خودمون رو آروم کنیم، کنترل اوضاع به دست عواطف ما می افته و نتیجه اون، رفتار های تکانشی بی فکر و نسنجیده میشه.
این رفتار های تکانشی راهکار (سریع و موقتی)مغز ماست تا بدنمون رو از این فشار درونی نجات بده اما مشکلی که وجود داره اینه که این رفتارهای تکانشی در بلند مدت حس و حال مارو بدتر میکنن.
توانایی ما برای تنظیم عواطفمون، فکر کردن به نتیجه رفتارمون و در نظر گرفتن جوانب مختلف بسیار به این بستگی داره که تنظیمات سیستم عصبی ما چطور باشه .ما در حالت پاراسمپاتیک و فعال شدن شاخه شکمی عصب واگ میتونیم این کارها رو انجام بدیم.
در این حالتِ سیستم عصبی هست که ما میتونیم به جای رفتار های تکانشی به قسمت منطقی مغز خودمون دسترسی داشته باشیم.
برای اینکه فعال شدن این حالت از سیستم عصبی ما راحت تر بشه و در نتیجه کمتر گرفتار رفتار های تکانشی بشیم، بدن ما باید خواب و تغذیه مناسب داشته باشه. باید یاد بگیریم چطور از تنفس عمیق برای ایجاد وقفه استفاده کنیم. با این کار راه برای حس کردن و درک کردن عواطف شکل گرفته در درونمون باز میشه.
این کار نیاز به تلاش، تمرین و مقدار زیادی خود شفقتی داره.

افسردگی و علاِئم آن

۷۲ بازديد

مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
افسردگی چیست؟

افسردگی نوعی اختلال خلقی و رفتاری است که باعث می‌شود فرد مبتلا در کوتاه‌مدت یا بلندمدت احساس غم و اندوه و همچنین از دست دادن علاقه را تجربه کند. این اختلال را با عنوان افسردگی بالینی نیز معرفی می‌کنند. این اختلال روانی بر رفتار و تفکر بیمار تأثیر مخربی می‌گذارد. هرچه این بیماری تشدید شود و تبدیل به افسردگی شدید شود و نسبت به کنترل آن اقدام تخصصی صورت نگیرد ممکن است بیمار را بیشتر با مشکلات عاطفی و جسمی درگیر کند.

 

افسردگی چه علائمی دارد؟

احساس غم عمیق

یکی از علائم افسردگی احساس غمی عمیق است. بیمار شاید بدون دلیل یا تنها به یک دلیل خیلی جزئی احساس غم شدیدی داشته باشد، مرتباً گریه کند و یا احساس پوچی و ناامیدی بر او چیره شود.

از دست دادن احساس علاقه

گاهی یا اغلب مواقع بیمار کاملاً علاقه خود نسبت به انجام هرگونه فعالیتی را از دست می‌دهد. او حتی نسبت به انجام معدود فعالیت‌هایی که خوشحالش می‌کنند نیز احساس خوشایندی ندارد. به‌عنوان‌ مثال از رابطه جنسی با همسر خود امتناع می‌کند، سرگرمی‌هایی که دوست دارد را دنبال نمی‌کند و دیگر ورزش موردعلاقه خود را انجام نمی‌دهد.

 

کند شدن

یکی دیگر از علائم افسردگی کند شدن فرد در انجام کارهای خود است. منظور از کند شدن به این معناست که فرد هم‌زمان در تفکر کردن و صحبت کردن بسیار کند می‌شود و نمی‌تواند در زمان مناسب واکنش لازم را نشان دهد.

 

خستگی شدید

خوب است بدانید که احساس خستگی و کمبود انرژی مداوم یکی از شایع‌ترین علائم افسردگی است. البته باید بگوییم که تفاوت خستگی فرد افسرده با کسی که به دلایل دیگر خسته است، این است که حتی برای انجام کارهای خیلی جزئی نیز باید مدت‌زمان زیادی تلاش کند.

خشم عمیق

بیمار شاید مرتباً در خود طغیان خشم را احساس کند و یا اینکه این حالت را در او ببینید. او بسیار تحریک‌پذیر است و هم‌زمان احساس ناامیدی شدیدی دارد. حتی بر سر مسائل کوچک نیز خیلی زود ناامید می‌شود و هم‌زمان خشم عمیقی را تجربه می‌کند.

دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری

بیمار مبتلا به افسردگی در فکر کردن، تمرکز کردن، تصمیم‌گیری و به خاطر سپردن مشکل دارد. این علائم در او با اضطراب و استرس یا قرار گرفتن در موقعیت‌های خاص تشدید می‌شود.

اختلال در خواب

اختلال در خواب یکی دیگر از شایع‌ترین علائم افسردگی به‌ شمار می‌رود. اکثر بیماران مبتلا به افسردگی بالینی از این نشانه رنج می‌برند. بیمار یا بیش از حدود نرمال می‌خوابد و یا اینکه در طول شب بیدار می‌ماند.

مشکلات فیزیکی

گاهی بیمار مبتلا به افسردگی مشکلات فیزیکی غیرقابل توضیحی را تجربه می‌کند. به‌عنوان‌مثال بدون اینکه دلیلی داشته باشد دچار سردرد یا کمردرد می‌شود.

کاهش و افزایش وزن

این نشانه در افراد افسرده متغیر است و دسته‌ای در اثر افسردگی دچار افزایش وزن می‌شوند و دسته‌ای کاهش وزن.

اضطراب

اضطراب و نگرانی به مقدار خیلی کم چندان نگران‌کننده نیست و افراد را نسبت به خطرات و موقعیت‌های آسیب‌زا هوشیار می‌کند. اما اگر اضطراب برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و سبب بی‌قراری و پریشان‌حالی فرد شود، می‌تواند آن را علامتی از بروز افسردگی تلقی کرد.

احساس بی‌ارزشی

بیمار مبتلا به افسردگی مرتباً خود را سرزنش می‌کند و شکست‌های گذشته را مرور می‌کند. در نتیجه احساس بی‌ارزشی و گناه بر بیمار چیره می‌شود.

افکار مسموم

افکاری هستند که در ذهن فرد مبتلا به افسردگی مرتباً تکرار می‌شوند. حتی گاهی برای مدت طولانی بیمار به مرگ فکر می‌کند. او افکار خودکشی، اقدام به خودکشی و پایان دادن به زندگی را مرتباً در ذهن خود مرور کرده و زنده نگه می‌دارد.

 

برگرفته از کارگاه آشنایی با افسردگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز