افسردگی

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

FOMO یا ترس از دست دادن چیست؟

۱۰ بازديد

 

FOMO (Fear of Missing Out) به‌معنای «ترس از دست دادن» است؛ احساسی که وقتی سراغمان می‌آید که تصور می‌کنیم دیگران در حال تجربه‌ی زندگی‌ای بهتر، شادتر یا هیجان‌انگیزتر از ما هستند. در دنیای امروز، با گسترش استفاده از شبکه‌های اجتماعی، این احساس بیش از هر زمان دیگری در حال گسترش است.

وقتی در اینستاگرام یا تیک‌تاک عکس سفر، مهمانی یا موفقیت‌های دیگران را می‌بینیم، ذهن‌مان شروع به مقایسه می‌کند و این حس ناخوشایند شکل می‌گیرد که ما «عقب مانده‌ایم».

ریشه‌های روان‌شناسی FOMO

بر اساس نظریه خودتعیین‌گری (Self-Determination Theory)، انسان‌ها سه نیاز بنیادین دارند:
۱. احساس تعلق (ارتباط و دوستی)،
۲. احساس شایستگی (مفید بودن و تأثیرگذاری)،
۳. احساس خودمختاری (قدرت انتخاب در زندگی).

وقتی نیاز به تعلق و ارتباط با دیگران برآورده نشود، مغز دچار حس کمبود می‌شود. در این حالت، فرد برای جبران، به‌دنبال تأیید اجتماعی در فضای مجازی می‌گردد. کسانی که عزت‌نفس پایین‌تر دارند یا ارزش خود را از نگاه دیگران می‌سنجند، بیشتر در معرض FOMO هستند.

اثرات ذهنی و جسمی FOMO

FOMO فقط یک حس زودگذر نیست؛ بلکه نوعی اضطراب اجتماعی مزمن است که می‌تواند به مشکلات روانی و جسمی منجر شود. پژوهش‌های عصب‌روان‌شناسی نشان داده‌اند که:

  • فعالیت بیش‌ازحد ناحیه‌ی precuneus (بخشی از مغز مرتبط با خودآگاهی و مقایسه‌ی اجتماعی) در افراد مبتلا به FOMO دیده می‌شود.

  • افزایش ترشح هورمون کورتیزول ناشی از استرس، موجب خستگی، بی‌خوابی و کاهش تمرکز می‌گردد.

  • از نظر رفتاری، این افراد معمولاً دچار وسواس بررسی مداوم شبکه‌های اجتماعی، بی‌قراری، و احساس جا ماندن از دیگران هستند.

نشانه‌هایی که می‌گویند دچار FOMO شده‌ای

اگر چند مورد از رفتارهای زیر را در خودت می‌بینی، احتمالاً با FOMO درگیر هستی:

  • چک کردن مکرر پیام‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی

  • نگرانی از اینکه ممکن است یک مهمانی یا رویداد را از دست بدهی

  • احساس نارضایتی حتی بعد از شرکت در یک برنامه

  • مقایسه‌ی مداوم خود با دیگران

  • تردید و سختی در تصمیم‌گیری (به‌خاطر ترس از انتخاب نادرست)

راهکارهای علمی برای کنترل FOMO

۱. تمرین JOMO: لذت از جا ماندن

در مقابل FOMO، مفهومی به نام JOMO (Joy of Missing Out) وجود دارد؛ یعنی توانایی لذت بردن از آرامش، سکوت و نبودن در مرکز همه‌ی رویدادها. یاد بگیر گاهی با خیال راحت از بعضی چیزها جا بمانی — بدون احساس گناه.

۲. ذهن‌آگاهی (Mindfulness)

با تمرین حضور در لحظه، می‌توانی افکار مقایسه‌ای و اضطراب ناشی از FOMO را کاهش دهی. روزانه چند دقیقه تمرکز بر تنفس یا مدیتیشن، کمک می‌کند ذهنت از فضای رقابتی بیرون بیاید.

۳. مدیریت زمان در شبکه‌های اجتماعی

مطالعات نشان داده‌اند که کاهش زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی به کمتر از ۶۰ دقیقه در روز، سطح رضایت از زندگی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. از اپ‌های پایش زمان استفاده کن تا حضور دیجیتال خودت را آگاهانه مدیریت کنی.

۴. درمان شناختی-رفتاری (CBT)

اگر FOMO باعث اضطراب یا افسردگی شده، مشاوره با روان‌شناس می‌تواند مؤثر باشد. در CBT، فرد یاد می‌گیرد افکار تحریف‌شده مثل «دیگران همیشه خوشبخت‌تر از من هستند» را شناسایی و اصلاح کند.

۵. تمرین شکرگزاری و قدردانی

هر روز سه چیزی را که بابت آن‌ها سپاس‌گزار هستی بنویس. این کار به‌مرور مغز را از تمرکز بر کمبودها به تمرکز بر داشته‌ها تغییر می‌دهد و عزت‌نفس را بالا می‌برد.

جمع‌بندی: از ترس جا ماندن تا آرامش در اکنون

FOMO فقط یک اصطلاح مدرن نیست، بلکه بازتابی از نیاز عمیق انسان به تعلق و دیده شدن است. اگر کنترل نشود، می‌تواند به اضطراب، افسردگی و نارضایتی مزمن منجر شود. اما با تمرین‌هایی مثل ذهن‌آگاهی، کاهش مقایسه، و JOMO می‌توان از چرخه‌ی مقایسه‌ی بی‌پایان رها شد.

زندگی واقعی در لحظه‌ی اکنون اتفاق می‌افتد، نه در استوری‌های دیگران.

انجماد عملکردی یا Functional freez

۴۰ بازديد
مهدی صارمی نژاد- انجماد عملکردی

این عبارت برای توصیف وضعیتی استفاده میشود که فرد بعد از یک استرس شدید یا یک اتفاق وحشتناک، خشک و بی حرکت میشود.
اتفاقاتی مثل:
تجربه های تروماتیک: سوء استفاده فیزیکی یا عاطفی، تصادف، جنگ و ..
اختلالات اضطرابی: حملات پانیک، فوبیا
استرس شدید: فشار کاری زیاد، مشکلات مالی، مشکلات ارتباطی و ...
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

علائم این وضعیت

علائم عاطفی مثل:
احساس بی حسی یا جدا شدن
احساس غرق شدن یا درماندگی
احساس جدا شدن از واقعیت
مشکل در پردازش افکار یا احساسات
احساس اینکه انگار از بیرون به خودتان نگاه میکنید

علائم فیزیکی مثل:
حالت تهوع یا سرگیجه
تنش عضلانی یا انقباض
ضربان قلب آروم و تنفس کند
حالت تهوع یا سرگیجه



اما علائم انجماد عملکردی در نگاه اول مشابه علائم افسردگی است و ممکن است افراد را دچار نگرانی کند.
بله علایم این دو وضعیت شبیه به هم هستند اما چند تفاوت کلیدی دارند که باید به آنها توجه کرد:

1.مدت زمان
انجماد عملکردی معمولا موقتی است درحالی که افسردگی معمولا طولانی تر می باشد.
2.تمرکزِ موضوع
انجماد عملکردی در درجه اول یک واکنش به تهدید است، در حالی که افسردگی یک اختلال خلقی است که تاثیر گسترده تری بر زندگی فرد دارد.
3.حالت ذهنی
انجماد عملکردی یک حالت بقاست، درحالی که افسردگی شامل یک احساس فراگیر ناامیدی، پوچی و بی ارزشی ست.

لازم به ذکر است ممکن است همپوشانی بین این دو وضعیت وجود داشته باشد. یعنی شخصی که یک رویداد تروماتیک را تجربه میکند ممکن است مستعد ابتلا به افسردگی هم باشد یا فردی که افسردگی دارد ممکن است در شرایط استرس زا دچار دوره های انجماد عملکردی بشود.

"روان افسرده" کیست؟

۴۱ بازديد
روان افسرده- مهدی صارمی نژاد

روان افسرده یا "افسردگی" به حالتی اشاره دارد که در آن فرد به‌طور مداوم احساس غم، بی‌انگیزگی، و خستگی می‌کند. این وضعیت روانی می‌تواند روی افکار، احساسات، رفتار، و حتی سلامت جسمی تأثیر بگذارد.
 
افرادی که دچار افسردگی می‌شوند ممکن است علائم مختلفی را تجربه کنند، مانند:
 
- احساس غم و ناراحتی مداوم
- از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً از آن‌ها لذت می‌بردند
- کاهش یا افزایش وزن بدون دلیل
- اختلالات خواب (بی‌خوابی یا خواب بیش از حد)
- احساس بی‌ارزشی یا گناه شدید
- کاهش انرژی و خستگی مفرط
- مشکل در تمرکز و تصمیم‌گیری
- افکار مکرر درباره مرگ یا خودکشی
 
افسردگی ممکن است به دلایل مختلفی از جمله عوامل شیمیایی مغز، تغییرات هورمونی، شرایط محیطی یا تجربه‌های ناگوار زندگی بروز کند. اگر افسردگی درمان نشود، می‌تواند به مشکلات جدی‌تری منجر شود. درمان‌های رایج شامل مشاوره روان‌شناختی، دارو درمانی و تغییر سبک زندگی است.
 
همچنین افسردگی می‌تواند جنبه‌ای ارثی داشته باشد. تحقیقات نشان می‌دهند که ژنتیک در بروز افسردگی نقش مهمی ایفا می‌کند. افرادی که در خانواده خود سابقه افسردگی دارند، بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند.
 
با این حال، ارثی بودن افسردگی به این معنا نیست که اگر یکی از اعضای خانواده دچار افسردگی باشد، دیگر اعضا نیز حتماً به آن مبتلا خواهند شد. ژنتیک یکی از چندین عاملی است که می‌تواند خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد. 

در کل، اگر افسردگی درمان نشود، می‌تواند به مشکلات جدی‌تری منجر شود.
درمان‌های رایج شامل مشاوره روان‌شناختی، دارو درمانی و تغییر سبک زندگی است.
 
 

افسردگی و تاثیر آن بر مغز

۶۳ بازديد

افسردگی و تاثیر آن بر مغز-مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
در مقاله قبل به توضیح آناتومی و بخش های مختلف مغز پرداختیم. در این مقاله به بررسی اثرات افسردگی بر قسمت های مختلف مغز میپردازیم.

افسردگی یکی از اختلالات روانی رایج در جهان است و تأثیرات عمیقی بر سلامت می گذارد. افسردگی عمدتاً به عنوان یک مسئله روحی شناخته می‌شود، اما مطالعات نشان داده‌ که افسردگی تأثیرات مهمی بر عملکرد مغزی نیز دارد.

تحقیقات جدید در مرکز سلامت روانی و اعتیاد (CAHM) در تورنتو در رابطه با بیماری‌های روانی به نتایج قابل توجهی دست یافته‌اند: التهابِ ناشی از افسردگی مداوم در طی سال‌ها، مغز را به طور فیزیکی و همیشگی تغییر می‌دهد. این اکتشاف می‌تواند درک ما از بیماری‌های روانی و چگونیِ پیشرفت آن طی زمان را دستخوش تغییر کند.


۴ تاثیر افسردگی بر ساختار مغز

۱. انقباض مغزی

 

مطالعات جدید نشان میدهد به دنبال مشکلات روحی بخش های هیپوکامپ، تالاموس، آمیگدالا و کورتکس جلویی دچار انقباض و یا کاهش اندازه می شوند.

مقدار مناطق منقبض شده به شدت و میزان بیماری بستگی دارد.

۲. التهاب مغزی

محققان دریافته‌اند کسانی که افسردگی‌شان برای بیش از یک دهه درمان نشده باقی مانده باشد، نسبت به کسانی که کمتر از یک دهه است که به این مشکل دچارند، التهاب مغزی بیشتری دارند.

۳. محدودیت اکسیژن

 

عدم وجود اکسیژن کافی در سلول های ایمنی افراد مبتلا به اختلالات روانی و دو قطبی مشهود است و مغز این افراد برای پاسخگویی به علائم محیطی با کاهش اکسیژن مواجه است.

به طور کلی، اگر مغز دچار کاهش اکسیژن شود، موارد زیر رخ خواهد داد:

  • آسیب دیدگی سلول های مغزی
  • مرگ سلول های مغزی
  • التهاب

۴. تغییرات ساختاری و ارتباطی در ادامه تاثیر افسردگی بر ساختار مغز

مطالعات تصویربرداری مغز نشان داده‌اند که افسردگی ممکن است با تغییراتی در ساختار مغز همراه باشد. این تغییرات می‌توانند در ناحیه‌های مختلف مغز رخ دهند و به ویژه در ناحیه‌هایی که مسئول شناخت و احساسات هستند، تأثیر بگذارند.

 

اثرات افسردگی در قشر جلوی مغز

قشر جلوی مغز مسئول عملکرد‌های اجرایی مانند تصمیم‌گیری، استدلال و حل مسأله است. در افراد مبتلا به این بیماری، قشر جلوی مغز می‌تواند کوچک‌تر شود و فعالیت در این ناحیه کاهش یابد.

این اختلال می‌تواند منجر به مشکلات در تصمیم‌گیری، کاهش انگیزه و مشکلات در توجه و تمرکز شود.

در افراد مبتلا به افسردگی، فعالیت در قشر جلوی پیشانی، به ویژه در قشر جلوی پیشانی پشتی سمت چپ کاهش یافته است. این منطقه برای تنظیم احساسات، کنترل رفتار‌های تکانشی و تصمیم‌گیری حیاتی است.

کاهش فعالیت در این منطقه می‌تواند منجر به مشکلاتی در تنظیم احساسات، تصمیم‌گیری و کنترل رفتار‌های تکانشی شود. این کاهش فعالیت می‌تواند به ایجاد علائم افسردگی، مانند احساس غم و اندوه، ناامیدی و کمبود انگیزه کمک کند.

اثرات افسردگی بر روی آمیگدال

آمیگدال مسئول پردازش احساسات است و نقش مهمی در پاسخ مغز به استرس دارد. در افراد مبتلا به این بیماری، آمیگدال می‌تواند بیش از حد فعال شود و منجر به افزایش احساس اضطراب و ترس شود.

تحقیقات نشان داده است که مغز افراد مبتلا به افسردگی فعالیت در آمیگدال را افزایش می‌دهد، به ویژه در پاسخ به محرک‌های عاطفی منفی. این افزایش فعالیت می‌تواند منجر به مشکلاتی در تنظیم احساسات و در نتیجه افزایش خطر ابتلا به اختلالات اضطرابی شود.

افراد مبتلا به این بیماری ممکن است توانایی کاهش فعالیت آمیگدال را در پاسخ به محرک‌های عاطفی داشته باشند که منجر به افزایش واکنش عاطفی می‌شود.

 

اثرات افسردگی بر روی هیپوکامپ

هیپوکامپ مسئول تشکیل و تثبیت حافظه است. در افراد مبتلا به افسردگی، هیپوکامپ می‌تواند کوچک‌تر شود و فعالیت در این ناحیه کاهش یابد. این اتفاق می‌تواند منجر به مشکلات حافظه و یادگیری شود و همچنین می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل را در آینده افزایش دهد.

تصور می‌شود کاهش اندازه هیپوکامپ در افراد مبتلا به افسردگی به دلیل اثرات هورمون‌های استرس، به ویژه کورتیزول باشد. سطوح بالای کورتیزول می‌تواند به هیپوکامپ آسیب برساند و منجر به کاهش اندازه و عملکرد آن شود.

اثرات افسردگی بر جسم مخطط

جسم مخطط مسئول پردازش پاداش و انگیزه است. در افراد مبتلا به این بیماری، ممکن است فعالیت در جسم مخطط کاهش یابد که منجر به فقدان انگیزه و رفتار‌های لذت جویانه می‌شود. این کاهش فعالیت همچنین می‌تواند به ایجاد آنهدونیا Anhedonia، که ناتوانی در احساس لذت است، کمک کند.

تحقیقات نشان داده است که در افراد مبتلا به این اختلال، فعالیت جسم مخطط، به ویژه در مخطط شکمی، کاهش یافته است.

این منطقه برای پردازش پاداش و انگیزه حیاتی است. کاهش فعالیت در این منطقه می‌تواند منجر به کاهش توانایی تجربه لذت و فقدان انگیزه برای شرکت در فعالیت‌های با ارزش شود.

 

برگرفته از کارگاه شناخت مغز مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز

افسردگی در زنان

۷۴ بازديد

افسردگی-مهدی صارمی نژاد مشاور شیرازافسردگی در زنان حدود دو برابر بیشتر از مردان اتفاق می‌افتد.
در این مقاله به بررسی عوامل و علل افسردگی در زنان میپردازیم که برگرفته از کارگاه آشنایی با افسردگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.

عوامل بیولوژیکی، هورمونی، ژنتیکی، روانشناختی و اجتماعی ممکن است با این نرخ بالای افسردگی در ارتباط باشند.

تغییرات هورمونی در دوران قاعدگی، بارداری، شیردهی و یائسگی، می‌تواند اثر زیادی در وقوع افسردگی داشته باشد.

عوامل روانشناختی مانند استرس، ترس، اضطراب و تجربه رویدادهای ناگوار نیز می‌توانند موجب بروز افسردگی دربانوان شود.

علاوه بر این، عوامل اجتماعی مانند نقش‌ها و انتظارات اجتماعی، فشارهای خانوادگی، اختلال در روابط و… نیز می‌توانند در افزایش خطر افسردگی در میان زنان نقش داشته باشند.

 

در حال حاضر دانشمندان در حال تحقیق بر روی این موضوع هستند که چرخه‌های هورمونی چگونه باعث ایجاد حالت‌های افسردگی می‌شوند. برخی از زنان ممکن است مستعد نوع شدید سندرم پیش از قاعدگی که به آن اختلال دیسفوریای پیش از قاعدگی (PMDD)گفته می‌شود، باشند. زنان در معرض افسردگی پس از زایمان به سبب تغییرات هورمونی و فیزیکی همراه با مسئولیت جدید در نگهداری از یک نوزاد بی‌پناه، نیز هستند. بسیاری از زنان نیز با اضطراب‌های مزمنی از قبیل شغل‌های موقت و مسئولیت‌های خانه، تک والد بودن، سوء استفاده‌ی خانگی و نگهداری از کودکان و والدین پیر، مواجهند.

تحقیقات جاری در حال بررسی علت این است که چرا برخی افراد در مواجهه با چالش‌های بزرگ دچار افسردگی می‌شوند ولی سایر افراد در مواجهه با همان چالش‌ها مشکلی پیدا نمی‌کنند.

 

علائم افسردگی در زنان شامل علائم عاطفی، علائم فیزیکی و علائم رفتاری می‌شود.

علائم عاطفی افسردگی در زنان

  • احساس گناه: زنانی که معمولا وظیفه مراقبت از دیگران را بر عهده دارند، بیشتر از مردان، احساس گناه را به عنوان بخشی از افسردگی تجربه می کنند.
  • احساس بی ارزشی: همراه با تمایل به بیش از حد انتقادی نسبت به خود. درحقیقت زنان مبتلا به افسردگی تمایل به تجربه سطوح بالاتری از خود بیزاری و قضاوت دارند.
  • نا امیدی: اعتقاد به وضعیت افسردگی فعلی آنها از اینجا به بعد بدون هیچ امکانی برای تسکین، واقعیت آنها خواهد بود؛ و احساس می کنند که هیچگاه از این وضعیت بیرون نخواهند امد.
  • نوسانات خلقی: در نوسان بین جهش های شدید شور و افت کامل انرژی.

علائِم رفتاری افسردگی در زنان

  • گریه کردن بدون دلیل خاصی
  • از دست دادن اشتها
  • فقدان شادی، به‌ویژه عدم لذت بردن از سرگرمی‌ها یا سرگرمی‌های مورد علاقه قبلی

علائم فیزیکی افسردگی در زنان

  • کاهش وزن شدید در صورت عدم رژیم غذایی یا بیماری جسمی
  • دردهای فیزیکی مانند سردرد، دل درد یا حساس شدن سینه ها
  • احساس ضعف یا خستگی بدون هیچ دلیل روشنی
  • مشکل در خوابیدن، بیدار شدن مکرر یا بیدار شدن در صبح، احساس کمبود خواب

در درمان افسردگی خوشبختانه تعدادی از گزینه های درمانی برای افسردگی شدید وجود دارد. روانشناس شما می تواند به شما کمک کند تا بر اساس علائم شما بهترین گزینه درمان را برای شما انتخاب کند.

 

برای دیدن مقالات بیشتر در زمینه روانشناسی علمی اینجا کلیک کنید.

7 نوع از انواع افسردگی و علائم آنها

۴۹ بازديد

انواع افسردگی-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز
مطالب زیر برگرفته از کارگاه آشنایی با افسردگی استاد مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز می باشد.


انواع مختلفی از افسردگی وجود دارد که برخی از آنها ناشی از رویدادهای رخ داده در زندگی شما می باشد و برخی دیگر به دلیل تغییرات شیمیایی مغز است.

تفاوتی ندارد که به کدام افسردگی مبتلا باشید، افسردگی در هر فرد جلوه‌ی متفاوتی دارد. اما همه‌ی انواع افسردگی علائمی دارند که می‌تواند روی زندگی روزمره، روابط، کار و زندگی تحصیلی تاثیر بگذارند.

1. اختلال افسردگی اساسی

اختلال افسردگی اساسی،که به نام افسردگی تک قطبی یا بالینی یا عمده نیز شناخته می شود، با احساس مداوم غم و اندوه یا بی علاقگی به محرک بیرونی مشخص می شود.  در صورتیکه پنج یا بیش از پنج نشانه مذکور در ادامه مطلب به مدت بیش از دو هفته در شما وجود داشت، ممکن است به این نوع افسردگی دچار شده باشید. حداقل یکی از علائم باید خلق افسرده یا بی علاقگی به فعالیتها باشد.

  • داشتن خلق پایین به صورت مداوم و پیوسته
  • اختلال‌های خواب
  • بی علاقگی یا عدم لذت بردن از فعالیت های خود
  • خستگی و بی حالی
  • احساس بی ارزشی یا گناه
  • تغییر در اشتها
  • داشتن افکار خودکشی
  • تفکر منفی همراه با عدم ملاحظه راهکارهای مثبت
  • احساس بی قراری یا آشفتگی
  • عدم تمرکز بر موضوعات
  • تحریک پذیری

بر اساس DSM-5، برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی فرد باید حداقل ۵ مورد از علائم بالا را به مدت دو هفته داشته باشد. علاوه بر این باید حالت افسردگی یا بی‌میلی به انجام کارها را هم داشته باشد به گونه‌ای که اثر منفی روی زندگی اجتماعی و کاری‌اش بگذارد.

 

2. اختلال دیس تایمی ( dysthymia) یا اختلال افسردگی مداوم

اختلال افسردگی مداوم نوعی افسردگی طولانی مدت است که سال ها به طول می انجامد و می تواند منجر به اختلال در زندگی روزمره، کار و روابط فرد شود. افراد مبتلا به دیس تایمی، اغلب حتی در موقعیت‌های شادی‌بخش نیز قادر به احساس شاد بودن ندارند. 

باور اصلی بر این است که این اختلال یک اختلال شخصیتی است، اما راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های ذهنی DSM-5 آن را جزو اختلال‌ های افسردگی دسته‌بندی می‌کند.

برای اینکه اختلال افسردگی مداوم برای فردی تشخیص داده شود، باید فرد حداقل به مدت دو سال دو مورد از علامت‌های افسردگی را تجربه کند و بیشتر از دو ماه بین نشانه‌‌ها فاصله نیفتد.

3. اختلال افسردگی پیش از قاعدگی

اختلال نارسایی پیش از قاعدگی، یا PMDD، اختلال خلقی چرخه ای و مبتنی بر هورمون است که شکل شدید و ناتوان کننده سندرم پیش از قاعدگی (PMS) در نظر گرفته می شود. بر اساس مطالعه ای در یک مجله آمریکایی روانپزشکی، با وجودیکه تا 85 درصد زنان PMS را تجربه می کنند، تنها حدود 5 درصد زنان به PMDD مبتلا می شوند.

این مدل افسردگی بیشتر به دلیل افت سطح هورمون‌ها در پی تخمک‌گذاری رخ می‌دهد.

4. اختلال افسردگی فصلی

برخلاف سایر افسردگی ها، تغییرات خلق‌و‌خو و رفتار در این مدل افسردگی اغلب در زمان‌های خاصی از سال اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال، ممکن است شرایط افسردگی را در ابتدای پاییز و زمستان احساس کنید و این علائم در بهار و تابستان کمتر شوند. 

اختلال افسردگی فصلی یکی از انواع اختلال‌های افسردگی اساسی است. به این معنی که علائمی مشابه آن دارد و تنها تفاوتش این است که به جای تمام طول سال فقط در برخی فصل‌های خاص علائمش بروز می‌یابند.

5. افسردگی موقعیتی ( افسردگی واکنشی / اختلال سازگاری )

نوعی افسردگی کوتاه مدت و مرتبط با استرس است که پس از تجربه رویدادی آسیب زا یا یک سری تغییرات در زندگی روزمره خود، رخ می دهد.نمونه ای از تغییراتی که باعث افسردگی موقعیتی می شوند: طلاق، بازنشستگی، از دست دادن دوست، بیماری و مشکلات رابطه ای.

6. اختلال دوقطبی

اختلال دو قطبی که پیش‌تر با عنوان افسردگی شیدایی شناخته می‌شد در واقع یک نوع افسردگی در نظر گرفته نمی‌شود . جز دسته اختلالات شخصیت می باشد. اختلال دوقطبی شامل نوسانات شدید در خلق و خوی و تغییر در انرژی، تفکر، رفتار و خواب است.

 اختلال دوقطبی دارای سه نوع می باشد:

  • اختلال دوقطبی نوع اول؛ افراد مبتلا به این نوع اختلال حداقل یک دوره شیدایی را تجربه کرده‌اند. بسیاری هم دوره‌ی شیدایی و هم دوره‌ی افسردگی داشته‌اند.
  • اختلال دوقطبی نوع دوم؛ این مدل اختلال دو قطبی با الگوی دوره‌های افسردگی و دوره‌های هیپومانیا یا نیمه شیدایی شناخته می‌شود.
  • اختلال سیکلوتیمیک یا خلق ادواری؛ این اختلال شامل دوره‌هایی از نشانه‌های تغییر خلق‌و‌خو به مدت دو سال است که با نشانه‌های کامل دوره‌های افسردگی یا شیدایی مطابقت ندارد.

7. افسردگی پس از زایمان

اندوه پس از زایمان، شایع است و در عرض یک یا دو هفته کاهش می یابد.  این نوع غم و اندوه اغلب به تغییرات هورمونی قابل توجهی نسبت داده می شود که به دنبال زایمان اتفاق می افتد. تقریباً از هر هفت زن، یک زن چیزی شدیدتر از اندوههای عادی را تجربه خواهد کرد. در صورتی که پس از دو هفته احساس افسردگی، تهی بودن یا ناامیدی از بین نرود، فرد به افسردگی پس از زایمان مبتلا شده

بعضی از نشانه‌های افسردگی پس از زایمان عبارت‌اند از:

  • داشتن احساس ناامیدی، خستگی یا ناراحتی پس از زایمان
  • کمبود انرژی و انگیزه
  • علاقه‌ی کم به کودک
  • گریه‌ی مداوم
  • تغییرات در عادت‌های غذا خوردن
  • مشکل داشتن در حافظه یا تصمیم‌گیری
  • داشتن افکار آسیب زدن به خود یا کودک
  • داشتن دردهای مداوم در شکم یا سر
  • داشتن احساس بی‌ارزشی، گناه یا مادر بد بودن

 

در صورتی که به هر کدام از انواع افسردگی مبتلا هستید بدانید که تنها نیستید. بیشتر از ۲۶۴ میلیون نفر در سراسر جهان به افسردگی مبتلا هستند.

و برای تشخیص باید به یک پزشک یا متخصص سلامت روان مراجعه کنید تا بهترین روش‌ درمان را تشخیص دهد.

افسردگی و علاِئم آن

۷۲ بازديد

مهدی صارمی نژاد روانشناس شیراز
افسردگی چیست؟

افسردگی نوعی اختلال خلقی و رفتاری است که باعث می‌شود فرد مبتلا در کوتاه‌مدت یا بلندمدت احساس غم و اندوه و همچنین از دست دادن علاقه را تجربه کند. این اختلال را با عنوان افسردگی بالینی نیز معرفی می‌کنند. این اختلال روانی بر رفتار و تفکر بیمار تأثیر مخربی می‌گذارد. هرچه این بیماری تشدید شود و تبدیل به افسردگی شدید شود و نسبت به کنترل آن اقدام تخصصی صورت نگیرد ممکن است بیمار را بیشتر با مشکلات عاطفی و جسمی درگیر کند.

 

افسردگی چه علائمی دارد؟

احساس غم عمیق

یکی از علائم افسردگی احساس غمی عمیق است. بیمار شاید بدون دلیل یا تنها به یک دلیل خیلی جزئی احساس غم شدیدی داشته باشد، مرتباً گریه کند و یا احساس پوچی و ناامیدی بر او چیره شود.

از دست دادن احساس علاقه

گاهی یا اغلب مواقع بیمار کاملاً علاقه خود نسبت به انجام هرگونه فعالیتی را از دست می‌دهد. او حتی نسبت به انجام معدود فعالیت‌هایی که خوشحالش می‌کنند نیز احساس خوشایندی ندارد. به‌عنوان‌ مثال از رابطه جنسی با همسر خود امتناع می‌کند، سرگرمی‌هایی که دوست دارد را دنبال نمی‌کند و دیگر ورزش موردعلاقه خود را انجام نمی‌دهد.

 

کند شدن

یکی دیگر از علائم افسردگی کند شدن فرد در انجام کارهای خود است. منظور از کند شدن به این معناست که فرد هم‌زمان در تفکر کردن و صحبت کردن بسیار کند می‌شود و نمی‌تواند در زمان مناسب واکنش لازم را نشان دهد.

 

خستگی شدید

خوب است بدانید که احساس خستگی و کمبود انرژی مداوم یکی از شایع‌ترین علائم افسردگی است. البته باید بگوییم که تفاوت خستگی فرد افسرده با کسی که به دلایل دیگر خسته است، این است که حتی برای انجام کارهای خیلی جزئی نیز باید مدت‌زمان زیادی تلاش کند.

خشم عمیق

بیمار شاید مرتباً در خود طغیان خشم را احساس کند و یا اینکه این حالت را در او ببینید. او بسیار تحریک‌پذیر است و هم‌زمان احساس ناامیدی شدیدی دارد. حتی بر سر مسائل کوچک نیز خیلی زود ناامید می‌شود و هم‌زمان خشم عمیقی را تجربه می‌کند.

دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری

بیمار مبتلا به افسردگی در فکر کردن، تمرکز کردن، تصمیم‌گیری و به خاطر سپردن مشکل دارد. این علائم در او با اضطراب و استرس یا قرار گرفتن در موقعیت‌های خاص تشدید می‌شود.

اختلال در خواب

اختلال در خواب یکی دیگر از شایع‌ترین علائم افسردگی به‌ شمار می‌رود. اکثر بیماران مبتلا به افسردگی بالینی از این نشانه رنج می‌برند. بیمار یا بیش از حدود نرمال می‌خوابد و یا اینکه در طول شب بیدار می‌ماند.

مشکلات فیزیکی

گاهی بیمار مبتلا به افسردگی مشکلات فیزیکی غیرقابل توضیحی را تجربه می‌کند. به‌عنوان‌مثال بدون اینکه دلیلی داشته باشد دچار سردرد یا کمردرد می‌شود.

کاهش و افزایش وزن

این نشانه در افراد افسرده متغیر است و دسته‌ای در اثر افسردگی دچار افزایش وزن می‌شوند و دسته‌ای کاهش وزن.

اضطراب

اضطراب و نگرانی به مقدار خیلی کم چندان نگران‌کننده نیست و افراد را نسبت به خطرات و موقعیت‌های آسیب‌زا هوشیار می‌کند. اما اگر اضطراب برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و سبب بی‌قراری و پریشان‌حالی فرد شود، می‌تواند آن را علامتی از بروز افسردگی تلقی کرد.

احساس بی‌ارزشی

بیمار مبتلا به افسردگی مرتباً خود را سرزنش می‌کند و شکست‌های گذشته را مرور می‌کند. در نتیجه احساس بی‌ارزشی و گناه بر بیمار چیره می‌شود.

افکار مسموم

افکاری هستند که در ذهن فرد مبتلا به افسردگی مرتباً تکرار می‌شوند. حتی گاهی برای مدت طولانی بیمار به مرگ فکر می‌کند. او افکار خودکشی، اقدام به خودکشی و پایان دادن به زندگی را مرتباً در ذهن خود مرور کرده و زنده نگه می‌دارد.

 

برگرفته از کارگاه آشنایی با افسردگی مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی (مشاور) شیراز